از جوان تا مجاهد، تکنیک‌های انضباطی در گفتمان گروه‌های مسلحانه پیش از انقلاب (مطالعه موردی سازمان مجاهدین خلق)

نوع مقاله : مقالات علمی پژوهشی

نویسنده
دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی، گرایش نظری – فرهنگی، دانشگاه تهران
10.48311/jhs.2026.117310.82911
چکیده
مقاله حاضر با بهره‌گیری از چارچوب نظری میشل فوکو و روش تحلیل گفتمان تاریخی، به بررسی فرایند تولید سوژه «مجاهد» در سازمان مجاهدین خلق ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که چگونه سازمان مجاهدین خلق توانست از طریق مجموعه‌ای از تکنیک‌های انضباطی، جوانان را به سوژه‌هایی مطیع، فداکار و آماده جان‌فشانی در راه اهداف تشکیلاتی تبدیل کند. برای پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر با تمرکز بر مفاهیم فوکویی بدن، رؤیت‌پذیری، انضباط، منقادسازی و سوژه‌سازی، اسناد درون‌سازمانی، نشریات ایدئولوژیک، متون آموزشی و خاطرات اعضای سازمان را مورد تحلیل قرار داده است.

یافته‌ها نشان می‌دهد که سازمان مجاهدین خلق از طریق شبکه‌ای از تکنیک‌های انضباطی همچون خانه‌های تیمی، نظارت مستمر، برنامه‌ریزی دقیق زندگی روزمره، انتقاد و انتقاد از خود، بایکوت، آموزش‌های ایدئولوژیک و نظامی و برنامه‌های خودسازی، فرایند بازسازی هویت اعضا را سامان می‌داد. این تکنیک‌ها با رؤیت‌پذیر ساختن مداوم افراد و اعمال کنترل بر بدن، ذهن و عواطف آنان، زمینه درونی‌شدن هنجارهای تشکیلاتی را فراهم می‌کردند. در این گفتمان، بدن به‌مثابه ابژه‌ای برای مداخله و تربیت سیاسی فهم می‌شد و انضباط به فناوری اصلی تولید سوژه مجاهد تبدیل می‌گردید.

نتایج پژوهش نشان می‌دهد که شکل‌گیری سوژه مجاهد را نمی‌توان صرفاً محصول پذیرش یک ایدئولوژی سیاسی دانست، بلکه باید آن را حاصل عملکرد مجموعه‌ای از سازوکارهای خرد قدرت در درون تشکیلات تلقی کرد. از این منظر، سازمان مجاهدین خلق نه‌فقط یک سازمان سیاسی، بلکه عرصه‌ای برای اعمال تکنیک‌های انضباطی و تولید سوژه‌های انقلابی بود که در آن فردیت اعضا در جهت بازتعریف هویت تشکیلاتی دگرگون می‌شد. وقایعی چون قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ و واقعه سیاهکل به‌عنوان نقاط عطف معرفتی، مبارزه مسلحانه را از یک امکان نظری به ضرورتی تاریخی و مقدس تبدیل کردند. مقاله در پایان بر ضرورت پژوهش‌های آتی درباره نقش جنسیت، روابط خانوادگی و مطالعه تطبیقی با نمونه‌های مشابه در منطقه تأکید می‌کند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات