<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جامعه‌شناسی تاریخی</title>
    <link>https://jhs.modares.ac.ir/</link>
    <description>جامعه‌شناسی تاریخی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>حکمرانی تأدیبی و تنظیم بدن زنانه: تحلیل گفتمان قدرت و نظم سیاسی در سیره خلیفه دوم</title>
      <link>https://jhs.modares.ac.ir/article_28319.html</link>
      <description>در چارچوب جامعه‌شناسی تاریخی و ژنئالوژی قدرت، این پژوهش کیفی به کاوش مکانیسم‌های گفتمانی و تأدیبی در حکمرانی بر بدن زنانه در سیره خلیفه دوم، عمر بن خطاب (۱۳-۲۳ هجری قمری/۶۳۴-۶۴۴ میلادی) می‌پردازد. خلافت عمر، به مثابه لحظۀ کانونی دولت‌سازی اسلامی، در بستر فتوحات امپراتوری‌ساز از حجاز تا شام، عراق و ایران، با چالش انسجام اجتماعی روبرو بود. مسئله محوری، ردیابی دگرگونی دیسکورس جنسیتی است: از الگوی مشارکتی و پویای عصر نبوی&amp;amp;mdash;مانند حضور رزمی زنان در احد (ابن هشام، سیره، ج۲ ص۶۷)، اعتراض عایشه به مهریه (بخاری، کتاب نکاح، حدیث ۵۱۳۵)، و فعالیت‌های عمومی فاطمه زهرا در مسجد (ابن سعد، طبقات، ج۸ ص۱۲)&amp;amp;mdash;به رژیم جنسیتی تأدیبی در عمر، که بدن زنانه را به شیء رام و فرودست تقلیل می‌دهد. فرضیه پژوهش: گسست ساختاری از زوجیت قرآنی برابرطلب (مانند نساء:۱۹، بقره:۲۲۸) به دستگاه حکمرانی‌مندی که عصبیت قبیله‌ای بادیه‌نشینی را با مشروعیت دینی پیوند می‌زند، سلطه مردسالارانه را طبیعی و استراتژیک می‌سازد&amp;amp;mdash;همسو با نیازهای انضباطی امپراتوری‌سازی.رویکرد تحلیل مضمونی بازتابی (براون و کلارک، ۲۰۰۶/۲۰۲۱) با مراحل شش‌گانه: آشنایی، کدگذاری القایی، گردآوری و بازبینی مضامین، تعریف و گزارش. داده‌ها شامل ۳۸ روایت جنسیتی از منابع سنی دست‌اول مانند تاریخ طبری، طبقات ابن سعد، صحیح بخاری و مسلم، و سنن ابوداود، ترمذی، نسائی و بیهقی است. معیارها سند متواتر یا مشهور، attribution مستقیم به عمر، و پوشش خصوصی و عمومی بود. روایات به ۲۶ مورد پالایش شد؛ ۱۴۲ کد مانند &amp;amp;laquo;لعبه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;احبسوا النساء&amp;amp;raquo; به ۱۲ زیرمضمون و ۳ مضمون اصلی منجر گردید. اشباع نظری با مثلث‌سازی، بررسی فقهی شافعی، و بازتاب‌پذیری محقق حاصل شد. چارچوب نظری بر قدرت موئینه فوکو (نظارت و تنبیه، ۱۹۷۵؛ امنیت، قلمرو، جمعیت، ۲۰۰۷)، ژنئالوژی اسد (شکل‌گیری سکولاریسم، ۲۰۰۳)، پرفورماتیویتی باتلر (مشکل جنسیت، ۱۹۹۰)، و عصبیت ابن خلدون (مقدمه) استوار است و خلأ ژنئالوژی سنی اصیل را پر می‌کند.یافته‌ها سه مضمون را آشکار می‌سازد: فرودست‌انگاری وجودی زن به &amp;amp;laquo;فتنه&amp;amp;raquo; (طبری ج۲ ص۴۵۶) یا &amp;amp;laquo;لعبه&amp;amp;raquo; (ابن سعد ج۸ ص۱۲۳) با حکم &amp;amp;laquo;مشورت کنید اما پیروی نکنید&amp;amp;raquo; (ابوداود ۲۱۴۰)؛ انضباط بیوپولیتیک با رواداری کتک‌زنی (نسائی ۴۹۴۲) و سیلی به جمیله (طبری ج۳ ص۲۷۸)؛ نظامی‌گری عمومی با &amp;amp;laquo;احبسوا النساء&amp;amp;raquo; (ترمذی ۱۱۶۰) و شلاق ناله‌گران شام (ابن سعد ج۵ ص۳۴۵). این چرخش از مشارکت نبوی به انزوا، استراتژی فتوحات را تسهیل کرد و پیش‌درآمدی برای حجاب عباسی و حرم‌سرای عثمانی است. پیشنهادها شامل تحلیل کمی حدیث و مقایسه خلفا می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصوف و بازسازی همبستگی اجتماعی در عصر سلجوقی: تحلیلی کارکردگرایانه براساس نظریه دین امیل دورکیم</title>
      <link>https://jhs.modares.ac.ir/article_28320.html</link>
      <description>دورهٔ سلجوقی از منازعه‌آمیزترین ادوار تاریخ اجتماعی اسلام به شمار می‌رود؛ عصری که در آن رقابت‌های فقهی و کلامی میان جریان‌هایی چون حنفیان، شافعیان، اشاعره، معتزله، امامیه و اسماعیلیه در بسیاری از شهرهای قلمرو اسلامی شدت گرفت و به شکل‌گیری تنش‌های گستردهٔ اجتماعی ـ مذهبی و در مواردی به بروز خشونت‌های فرقه‌ای انجامید. این منازعات صرفاً محدود به حوزهٔ اندیشه و مباحث نظری نبود، بلکه در عرصهٔ روابط اجتماعی، نهادهای دینی، مناسبات قدرت و حتی زندگی روزمرهٔ مردم نیز بازتاب یافت و انسجام اجتماعی را با چالش‌های جدی مواجه ساخت.این پژوهش با تکیه بر نظریهٔ کارکرد دین امیل دورکیم، به بررسی نقش تصوف در مواجهه با این وضعیت منازعه‌آمیز می‌پردازد و می‌کوشد کارکرد اجتماعی آن را در کاهش، مهار یا بازتعریف نزاع‌های مذهبی تحلیل کند. بر اساس چارچوب دورکیمی، دین نه‌تنها مجموعه‌ای از باورها و مناسک، بلکه نهادی اجتماعی است که از طریق تولید معنا، ایجاد همبستگی جمعی و بازسازی نظم اخلاقی، به حفظ انسجام جامعه یاری می‌رساند.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که گفتمان صوفیانه با انتقال کانون دینداری از هویت‌های فقهی ـ فرقه‌ای به تجربهٔ درونی، اخلاق فردی، تزکیهٔ نفس و رابطهٔ عاطفی و شخصی با امر قدسی، زمینهٔ تضعیف مرزبندی‌های سخت مذهبی را در سطح نمادین و گفتمانی فراهم ساخت. این جابه‌جایی معنایی موجب شد دینداری بیش از آنکه بر تمایزات هویتی استوار باشد، بر سلوک اخلاقی و معنوی فرد تأکید یابد و در نتیجه امکان همزیستی میان پیروان گرایش‌های مختلف افزایش پیدا کند.در سطح نهادی نیز، خانقاه‌ها به‌عنوان فضاهایی آیینی، اجتماعی و تربیتی، شبکه‌هایی از پیوندهای فرامذهبی ایجاد کردند و با هدایت بخشی از تنش‌های اجتماعی به عرصهٔ سلوک فردی و مشارکت در مناسک جمعی، در تعدیل تعارضات مذهبی نقش ایفا نمودند. با این حال، نهادینه‌شدن تدریجی تصوف در قالب طریقت‌های سازمان‌یافته، گاه خود به بازتولید تمایزات هویتی جدید انجامید. ازاین‌رو، تصوف در دورهٔ سلجوقی واجد کارکردی دوگانه در بازسازی همبستگی اجتماعی و در عین حال بازتعریف مرزهای مذهبی بوده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
