تحلیل گفتمان سیاسی در آرمان صلح جهانی بهائیت: مطالعه تناقض‌های نظری و عملی

نوع مقاله : پژوهشی کیفی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته تاریخ گرایش فرق تشیع دانشگاه ادیان و مذاهب قم
2 استادیار گروه مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب قم
3 استادیار دانشکده مطالعات اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب قم
4 مدرس مدعو دانشگاه ادیان و مذاهب قم
10.48311/jhs.2026.117426.82916
چکیده
بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمان انتقادی (Critical Discourse Analysis - CDA) یک چارچوب نظری و روش شناختی بین‌رشته‌ای است که به بررسی ارتباط بین زبان، قدرت و ایدئولوژی در جامعه می‌پردازد. با سوال این پژوهش که گفتمان انتقادی سیاسی CDAچگونه تناقضات بهائیت و ادعای صلح جهانی را به چالش می‌کشد؟ به بررسی ابعاد سیاسی گفتمان صلح در بهائیت می‌پردازیم. هدف اصلی تحقیق، واکاوی تناقض‌های بنیادین بین شعارهای صلح‌جویانه بهائیت که در تعالیم دوازده گانه آنان و همچنین عملکرد سیاسی این تشکیلات است. نور من فرکلاف معتقد است زبان نقش بسیار مهمی در خلق، حفظ ومشروعیت بخشی نابرابری، بی‌عدالتی و ظلم در جامعه ایفا می‌کنداین پژوهش با هدف واکاوی تضادهای ساختاری و لایه‌های پنهان قدرت در گفتمان بهائیت، به بررسی نسبت میان آموزه‌های ادعایی و کنش‌های سیاسی-اجتماعی این جریان بر اساس مدل سه‌سطحی نورمن فرکلاف (توصیف، تفسیر و تبیین) می‌پردازد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که گزاره‌هایی نظیر «عدم مداخله در سیاست» و «صلح عمومی»، فراتر از مفاهیم اخلاقی، به عنوان ابزارهای گفتمانی برای مدیریت توده پیروان و پنهان‌سازی آرمانِ سیاسیِ «تأسیس حکومت جهانی» عمل می‌کنند و دارای تناقض‌های ذاتی است که گفتمان صلح را به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی تبدیل کرده است. در سطح تفسیر و تبیین، پیوندهای راهبردی این تشکیلات با قدرت‌های استعماری و استکباری (روسیه، انگلستان و آمریکا) و نفوذ نظام‌مند در ارکان حاکمیتی عصر پهلوی، نشان‌دهنده یک «پارادوکسِ هدفمند» است؛ به گونه‌ای که سکوت سیاسیِ پیروان، عاملیت سیاسی را به نفع نخبگانِ متصل به قدرت‌های جهانی مصادره می‌کند. همچنین، این پژوهش تبیین می‌کند که شعار «جهان‌وطنی» با برچسب «تعصب» زدن به میهن‌پرستی، در پی فرسایش هویت‌های ملی و مذهبی (به‌ویژه در ایران) است تا بستری برای استحاله فرهنگی و استقرار نظم ایدئولوژیکِ مطلوبِ خود فراهم آورد. در نهایت، این گفتمان به عنوان شکلی مدرن از «صلح از طریق سلطه» تحلیل شده است که زبان را برای مشروعیت‌بخشی به روابط قدرتِ استثماری به خدمت می‌گیرد.

این پژوهش که از نوع نظری و با روش کیفی - تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات آن کتابخانه ای است و با رویکرد تحلیل گفتمان سیاسی نورمن فر کلاف صورت گرفته است. بر آن است تا با عبور از سطح توصیفی کلمات، به لایه‌های پنهان «تفسیر» و «تبیین» راه یابد. ما در این واکاوی بررسی خواهیم کرد که چگونه شعار «جهان‌وطنی» به ابزاری برای تضعیف هویت‌های ملی و مذهبی تبدیل می‌شود و چگونه پیوندهای تاریخی این تشکیلات با قدرت‌های استعماری و استکباری، از یک سو به دنبال کسب مشروعیت بین‌المللی است و از سوی دیگر، شکلی مدرن از «صلح از طریق سلطه» را نمایندگی می‌کند. با تکیه بر اسناد تاریخی و نصوص رهبران این جریان، نشان خواهیم داد که «نظم بدیع» نه یک آرمان‌شهر معنوی، بلکه یک پروژه‌ی سیاسی-ایدئولوژیک است که از زبان برای عادی‌سازی روابطِ قدرت و حذف تکثر فرهنگی بهره می‌جوید.

واژگان کلیدی:
بهائیت، تحلیل گفتمان انتقادی (CDA)، نورمن فرکلاف، حکومت جهانی، عدم مداخله در سیاست
کلیدواژه‌ها
موضوعات