پژوهشگر مستقل تاریخ، دانشآموخته دکترای تاریخ اسلام، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
10.48311/jhs.2026.118746.82930
چکیده
مسئله جایگاه و حقوق زنان در جوامع اسلامی یکی از چالشهای بنیادین دنیای معاصر است که اغلب در قالب تعارض میان تفسیرهای سنتی شریعت و گفتمانهای مدرن برابری جنسیتی صورتبندی میشود. این چالش نهتنها در عرصههای حقوقی و اجتماعی، بلکه در سطح معرفت دینی، شیوه فهم متون مقدس و نسبت میان دین، تاریخ و قدرت نیز بازتاب یافته است. در این میان، بازاندیشی در مبانی نظری و روششناختی قرائتهای دینی نقشی اساسی در امکانپذیر ساختن خوانشهای انتقادی از مسئله زن مسلمان ایفا میکند. پژوهش حاضر با رویکرد جامعهشناسی تاریخی به تبیین مبانی واسازی محمد ارکون در مسئله زن مسلمان میپردازد و میکوشد نشان دهد نابرابریهای جنسیتی در جوامع اسلامی بیش از آنکه ریشه در ذات آموزههای اسلامی داشته باشند، محصول فرایندهای تاریخی، فرهنگی و گفتمانیاند که در بستر مناسبات قدرت تثبیت شدهاند. پرسش اصلی پژوهش آن است که واسازی ارکون چگونه از رهگذر نقد عقلانیت جزمی، اقتدار سنتی و تاریخمندی فهم دینی، امکان بازخوانی انتقادی متون و سنتهای اسلامی را در نسبت با جنسیت فراهم میکند. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای هدایتشده آثار اصلی محمد ارکون در حوزه نقد عقل دینی، تاریخ اندیشه اسلامی و مطالعات اسلام معاصر است. دادهها با الهام از نظریه دادهبنیاد و از طریق کدگذاری سهمرحلهای شامل کدگذاری اولیه، محوری و انتخابی تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد که اندیشه ارکون بر تمایز میان ساحت قرآنیِ مبتنی بر کرامت و برابری انسانها و واقعیتهای تاریخی-اجتماعی متأثر از ساختارهای فرهنگی پیشااسلامی، پدرسالاری اجتماعی، جزماندیشی فقهی و سازوکارهای قدرت استوار است. از منظر او، نابرابری جنسیتی نه امری ذاتی در دین، بلکه بحرانی تاریخی-اجتماعی است که در نتیجه خلط ساحتهای معرفتی متن، تاریخ و قدرت و تثبیت قرائتهای ایدئولوژیک از اسلام پدید آمده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که واسازی ارکونی با نقد نظامهای دانایی مسلط و برجستهکردن نقش فاعلانه زنان، اسلام را بهمثابه ظرفیتی بالقوه برای تحقق عدالت جنسیتی بازتعریف میکند و زمینه گفتوگوی انتقادی میان دین، مدرنیته و مسئله جنسیت را فراهم میسازد.