قدرت و دولت‌سازی در ایران عصر گذار (۱۱۳۵–۱۲۱۱ق): مطالعه‌ای در جامعه‌شناسی تاریخی با بهره‌گیری از زیست‌جامعه‌شناسی

نوع مقاله : پژوهشی اصیل

نویسنده
دکتری تاریخ انقلاب اسلامی، استادیار گروه معارف اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
10.48311/jhs.2026.123317.82981
چکیده
این پژوهش به بررسی شیوه‌های کسب، تثبیت و انتقال قدرت در ایران پس از فروپاشی صفویه، از ۱۱۳۵ تا ۱۲۱۱ق، می‌پردازد و می‌کوشد توضیح دهد چرا نادرشاه افشار، کریم‌خان زند و آقامحمدخان قاجار، با وجود فعالیت در بستری مشترک از بحران اقتدار، پراکندگی سیاسی و رقابت مسلحانه، الگوهای متفاوتی از دولت‌سازی را شکل دادند. مسئله اصلی پژوهش این است که فروپاشی نظم پساصفوی چه محدودیت‌ها و فرصت‌هایی برای بازسازی اقتدار مرکزی ایجاد کرد و تفاوت در کنترل قلمرو و منابع، مدیریت رقبا، کسب مشروعیت و شیوه انتقال قدرت چه اثری بر دوام نظم سیاسی داشت. چارچوب اصلی تحلیل از جامعه‌شناسی تاریخی دولت، به‌ویژه مباحث تیلی درباره جنگ، استخراج منابع و تمرکز قدرت، و دیدگاه وبر درباره مشروعیت و تداوم اقتدار، بهره می‌گیرد. زیست‌جامعه‌شناسی نیز به‌صورت محدود و به‌عنوان ابزاری برای مقایسه برخی الگوهای رفتاری مانند قلمروطلبی، رقابت و حفاظت از تداوم گروه سیاسی به کار رفته است.
روش پژوهش، تحلیل تاریخی ـ تطبیقی کیفی است. سه مورد به‌صورت هدفمند انتخاب شده‌اند و داده‌ها از منابع دست اول، از جمله جهانگشای نادری، گیتی‌گشا، تاریخ نگارستان و سفرنامه نیبور، همراه با پژوهش‌های معتبر تاریخی و جامعه‌شناختی گردآوری شده‌اند. واحدهای مشاهده شامل تصمیم‌ها و کنش‌های سیاسی و نظامی هر سه رهبر است و واحد تحلیل، الگوی دولت‌سازی در هر دوره است. شواهد در چهار محور کنترل قلمرو و منابع، مدیریت رقبا، مشروعیت و تداوم قدرت دسته‌بندی و مقایسه شده‌اند.
یافته‌ها نشان می‌دهد نادرشاه در تمرکز سریع نیروی نظامی، بازپس‌گیری قلمرو و بسیج منابع موفق بود، اما وابستگی شدید ساختار قدرت به شخص او و ضعف در سامان‌دهی جانشینی، تداوم حکومت افشاری را آسیب‌پذیر کرد. کریم‌خان با کاهش دامنه جنگ‌های پرهزینه، توجه بیشتر به امنیت داخلی، اداره قلمرو و رفاه نسبی، ثباتی میان‌مدت ایجاد کرد، اما این ثبات به قاعده‌ای پایدار برای انتقال قدرت تبدیل نشد. آقامحمدخان با یکپارچه‌سازی قلمرو، محدودکردن مدعیان اصلی و تکیه بر شبکه خویشاوندی قاجار، شرایط انتقال قدرت به فتحعلی‌شاه را مساعدتر ساخت. مقایسه سه مورد نشان می‌دهد شدت اجبار به‌تنهایی دوام حکومت را توضیح نمی‌دهد. پایداری بیشتر زمانی شکل می‌گیرد که تمرکز قدرت نظامی با نوعی مشروعیت، مهار رقبا و ترتیبات قابل انتقال برای جانشینی همراه شود. در نتیجه، دولت‌سازی در ایران عصر گذار را باید حاصل تعامل شرایط تاریخی، انتخاب‌های سیاسی رهبران و میزان تبدیل اقتدار شخصی به قواعد و سازمان‌های پایدار دانست.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 06 مهر 1405