بررسی هنر میناکاری جامعة صابئین مندائی خوزستان و نمادهای آن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانشجوی دکتری، تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی تهران، تهران، ایران
10.48311/jhs.2026.121157.82961
چکیده
صابئین مندائی یکی از دیانت‌های آسمانی موجود در جغرافیای ایران است و شهر اهواز مرکز معنوی آنان به شمار می‌آید. این جامعه در طول تاریخ، در کنار حفظ مؤلفه‌های دینی و آیینی خود، بخشی از فرهنگ مادی و مهارت‌های سنتی خویش را نیز تداوم بخشیده است. هنر میناکاری صابئین مندائی خوزستان یکی از مهم‌ترین جلوه‌های فرهنگ مادی و هنر سنتی این جامعه است که افزون بر جنبه‌های زیبایی‌شناختی و فنی، بازتاب‌دهنده باورهای دینی، هویت فرهنگی، تجربه تاریخی و زیست‌جهان جغرافیایی آنان به شمار می‌رود. با وجود پیشینه و اهمیت این هنر، نقوش به‌کاررفته در آثار میناکاری و مفاهیم نمادین مرتبط با آن‌ها تاکنون به‌صورت منسجم و مستقل بررسی نشده‌اند. ازاین‌رو، شناخت نقوش، تبیین معانی نمادین آن‌ها و بررسی ارتباطشان با هویت فرهنگی جامعه صابئین مندائی، مسئله اصلی پژوهش حاضر است. هدف پژوهش، شناسایی و تحلیل نقوش رایج در هنر میناکاری صابئین مندائی خوزستان و تبیین مفاهیم مرتبط با آن‌ها و نیز بررسی نقش این نقوش در بازنمایی هویت فرهنگی و تاریخی این جامعه است. این پژوهش با رویکرد تاریخی و روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی، مشاهده میدانی، مصاحبه حضوری با استادکاران میناکار و بررسی و تحلیل نمونه‌هایی از آثار میناکاری گردآوری شده‌اند. مشارکت‌کنندگان پژوهش چهار استادکار میناکار صابئین مندائی با بیش از ۴۰ سال سابقه فعالیت حرفه‌ای بودند که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها، مشاهده میدانی، منابع مکتوب و آثار مورد مطالعه، پس از پیاده‌سازی، استخراج مفاهیم اولیه و کدگذاری، در قالب مقوله‌های اصلی طبقه‌بندی و با یکدیگر تطبیق داده شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که نقوش و نمادهای به‌کاررفته در این آثار را می‌توان در سه گروه اصلی نمادهای دینی، محیطی و تاریخی ـ هویتی دسته‌بندی کرد. نقوشی همچون آب، گل آس و درفش بیش از همه با باورها و مناسک دینی مندائی ارتباط دارند و مفاهیمی چون پاکی، حیات، برکت و تداوم آیین را بازنمایی می‌کنند. در مقابل، نقوشی مانند نخل، قایق، کپر، شتر و پرندگان بازتاب‌دهنده زیست‌جهان جغرافیایی، شرایط اقلیمی و برخی مشاغل سنتی جامعه مندائی هستند. همچنین نقش‌هایی چون پل سفید اهواز، طاق کسری و مسجد، بیانگر پیوند هنر میناکاری با حافظه تاریخی، محیط فرهنگی و تعلق مکانی هنرمندان است. بنابراین، نقوش این هنر صرفاً عناصر تزئینی نیستند، بلکه به‌عنوان زبانی بصری، پیوند میان دین، محیط، تاریخ و هویت را بازنمایی می‌کنند. یافته‌ها همچنین نشان می‌دهد که هنر میناکاری مندائی در دوره معاصر، ضمن حفظ مؤلفه‌های دینی، نقش‌مایه‌های جدیدی متناسب با تجربه زیسته و هویت مکانی جامعه را جذب کرده و از این طریق به نظامی پویا برای بازتولید هویت چندلایه آنان تبدیل شده است. بااین‌حال، کاهش تعداد استادکاران، محدود شدن انتقال دانش و مهارت، گسترش تولیدات صنعتی و کاهش حمایت از صنایع‌دستی، تداوم این میراث را با چالش مواجه ساخته است. در نتیجه، حفاظت از این هنر تنها با حفظ آثار و شیوه‌های فنی آن امکان‌پذیر نیست، بلکه مستلزم مستندسازی نقش‌مایه‌ها، ثبت دانش و تجربیات استادکاران و تقویت انتقال این میراث به نسل‌های جدید است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405