دانش آموختۀ دکترای جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، ایران
10.48311/jhs.2026.122900.82978
چکیده
مسئلۀ هویت فرهنگی در مواجهه با تجدد، از دیرپاترین و بنیادیترین دغدغههای گفتمان روشنفکری ایران معاصر بهشمار میرود. عبدالحسین زرینکوب در مجموعهمقالاتِ «نه شرقی، نه غربی، انسانی» (۱۳۵۳ ه.ش.) با رویکردی تاریخی‑تحلیلی، الگویی نظری برای فهم این هویت عرضه میکند که از دوگانههای رایج شرقگرایی و غربگرایی فراتر میرود. پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی و مبتنی بر سه مفهوم محوری ماکس وبر، یعنی «نوع ایدهآل»، «ارتباط با ارزش» و «آزادی از ارزشداوری»، به واکاوی نظاممند این اثر در مقام کانون اصلی تحلیل پرداخته و برای تکمیل یافتهها و ترسیم سیر تحول فکری زرینکوب، از دیگر آثار وی نیز بهگونهای مکمّل سود جسته است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که انگارۀ نظری زرینکوب بر سه محور اساسی استوار میگردد: نخست، بازخوانی الگوی «تسامح کوروشی» بهمثابه بنیانی تاریخی برای نظم سیاسی مبتنی بر مدارا و همزیستی؛ دوم، بررسی تحولات دینی‑فلسفی ایران از ثنویت زرتشتی تا عرفان اسلامی و آشکارسازی استمرار عناصر ایرانی در زیرلایههای باورهای دینی؛ و سوم، نقد مفهومی «غربزدگی» و دفاع از نوگرایی همراه با پاسداشت اصالتهای فرهنگی. زرینکوب با تمایزگذاری میان «غربگرایی» بهمثابۀ ضرورتی تاریخی و «غربزدگی» بهعنوان تقلیدی سطحی، راهی میانه در نسبت سنت و مدرنیته ترسیم میکند. او بر این باور است که فرهنگ ایرانی در طول تاریخِ پرتلاطم خود، بارها با بحرانهای بنیادین مواجه شده و همواره با بازآفرینیِ خلاقانه از آنها عبور کرده است؛ ازاینرو، برخورد با غرب نیز تجربهای تازه اما قابلمدیریت بهشمار میآید. زرینکوب با طرد هرگونه ذاتگرایی قومی و نژادی، هویت ایرانی را بهمثابه مشارکتی تاریخمند در سنتی فرهنگی تعریف میکند که بر ارزشهایی چون تسامح، عدالت، ظرافت ادبی و عرفانگرایی تکیه دارد. وی از تلفیق فرهنگی دفاع میورزد و نشان میدهد که فرهنگ ایرانی در طول تاریخ، عناصر بیگانه را جذب و بازآفریده است. در این چشمانداز، عرفان ایرانی والاترین تجلی فرهنگ انسانی و شاهنامه، مخزن حافظۀ جمعی و وجدان اخلاقی ملت بهشمار میرود. از منظر روششناختی، مفهوم «انسانیّت» بهعنوان دال مرکزی گفتمان زرینکوب عمل میکند و مؤلفههای سهگانۀ فوق را در قالب یک «نوع ایدهآل» وبری مفصلبندی میسازد. بهطور کلی، اندیشۀ زرینکوب با ارائه راهکاری میانه در نسبتِ سنت و مدرنیته و با تأکید بر ارزشهای جهانشمول انسانی، همچنان چارچوبی نظری کارآمد و راهگشا برای مواجهه با چالشهای هویتی ایران معاصر محسوب میشود.