سیاست‌گذاری هنری در ایران و بحران سواد تاریخی: بازخوانی انتقادی نسبت میان حافظه جمعی و سیاست فرهنگی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 پژوهشگر مقیم موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
10.48311/jhs.2026.120985.82959
چکیده
سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری در سطح کلان، صرفاً ناظر بر سازوکارهای نظارتی نیست، بلکه به مثابه نظامی از ریل‌گذاری‌های ساختاری و ناپیدا عمل می‌کند که مسیر توسعه و جهت‌گیری‌های هویتی جامعه را تعیین می‌کند؛ نهاد هنر نیز عمیقاً از این هندسه سیاست‌گذاری متأثر است. یکی از موانع معرفتی اصلی در تحلیل این حوزه، فروکاستن ماهیت سیاست به دوگانیِ کاذبِ «نظر و عمل» است. مسئلۀ محوری پژوهش، تبیین «ناهم‌جواری ساختاری» و «ناهم‌زمانی تاریخی» میان گزاره‌های انتزاعی اسناد بالادستی سیاست‌گذاری هنر از یکسو، و بستر واقعی جامعه از سوی دیگر است؛ فرضیۀ مقاله آن است که حلقۀ مفقودۀ این گسست، غیاب یا تضعیف نظام‌مند سواد تاریخی در فرآیندهای تدوین و اجرای سیاست‌هاست.
هدف پژوهش، تحلیل نسبت میان سیاست‌گذاری هنری معاصر ایران و سطح سواد تاریخی نخبگان سیاست‌گذار و عموم جامعه، و ارائۀ راهکارهایی برای بازپیوند هنر با حافظۀ تاریخی است. چارچوب نظری پژوهش بر خوانش آلن تورن از جامعه و فرهنگ استوار است؛ از این منظر، سیاست فرهنگی نه مجموعۀ تصمیمات اداری، بلکه میدان نزاع کنشگران برای تعریف مشروع معنا و هویت است. این چارچوب با مفهوم سواد تاریخی -ظرفیتی انتقادی برای درک دیالکتیکی پیوند گذشته، حال و آینده- و مفهوم حافظۀ جمعی هالبواکس و آسمن تلفیق شده است.
از نظر روش‌شناسی، پژوهش به شیوۀ کتابخانه‌ای و با تحلیل محتوای کیفیِ اسناد سیاست‌گذاری هنری، منابع نظری مرتبط، و یافته‌های پیمایشی دربارۀ سنجش سواد تاریخی مردم تهران انجام شده است. مهم‌ترین یافته‌ها نشان می‌دهند این گسست در پنج سطح بازتولید می‌شود: تقلیل تاریخ به روایتی تک‌صدایی، غلبۀ حفظ‌محوری بر تفکر تاریخی در آموزش، ایستایی اسناد سیاستی، انحصار حافظۀ جمعی توسط گفتمان رسمی، و ناتوانی در به‌کارگیری فناوری‌های دیجیتال برای بازتولید حافظه.
نتیجه‌گیری پژوهش آن است که این پنج سطح از یک ریشۀ واحد سرچشمه می‌گیرند و بازسازی سیاست‌گذاری هنری در ایران مستلزم بازتعریف آن بر پایۀ سه اصل است: تولید مشارکتی معنا از دل تاریخ به‌جای تحمیل معنا از بالا، تقویت نهادهای مدنیِ حافظه‌ساز، و نهادینه‌کردن سواد تاریخی در نظام آموزشی به‌عنوان مهارتی برای اندیشیدن تاریخی.
کلیدواژه‌ها
موضوعات