دانشیار جامعه شناسی و عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
10.48311/jhs.2026.118433.82926
چکیده
گفتمان اصلاحطلبانهای طرفدار تغییر وضعیت زنان که ریشه در تحولات فکری عصر مشروطه داشت، به فراخور وقایع داخلی و بین المللی زمانه خود بهتدریج نضج گرفت. از جمله با توجه به موفقیت های نظامی و اقتصادی ژاپن، چشم بدان داشت تا بعنوان الگویی مرجح به معرفی مصادیق مترقیانه آن در ارتباط با زنان بپردازد. پژوهش حاضر کوشیده به این پرسشها پاسخ دهد: متون به جامانده از مطبوعات زنان در جامعه پسامشروطه چه شناختی از تحولات اجتماعی و مناسباتی جنسیتی متناظر آن در ژاپن داشتند؟ وضعیت زنان در ژاپن را چگونه می دیدند؟ این دربردارنده چه ویژگیهایی بوده است؟ بدین منظور، متون منتشرشده در مطبوعات زنان بهعنوان جامعه آماری انتخاب و با بهرهگیری از روش تحلیل اسناد، بهصورت کیفی بررسی شدهاند. بهکارگیری چارچوب نظری «سنخ آرمانی» وبر بهعنوان ابزار تحلیلی نشان میدهد که نویسندگان این نشریات، از یکسو با ارجاع به وضعیت زنان در جامعه ژاپن و ابعاد مختلف آن در حیطه آموزش همگانی، آموزش عالی، اشتغال، ورزش زنان و از سوی دیگر با معرفی نمونههایی از زنان پیشرو، در شکلدهی به الگوی آرمانی از ژاپن دست به قلم بردهاند. نمونه عالی که آنان از جامعه شرقی ژاپن در پیش چشم مخاطبان خود قرار می دهند نوعی برساخت ذهنی از واقعیت های عینی جامعه است که بعنوان یک معیار، امکان ارزیابی همانندیها و انحراف ها را میسر و خوانندگان و بل آحاد جامعه را به سوی نزدیک شدن به معیارها و تقلیل انحراف ها ترغیب می سازد. این معیارها همان خصلت های نوعی جامعه مترقی است که این بار در قامت جامعه شرقی موفق خود را می نمایاند. طرح این مؤلفهها به منزله معیارهای روشن و دست یافتنی را میتوان تلاشی آگاهانه برای جهتدهی به ذهنیت زنان و مردان تحولخواهی دانست که چشم به وضعیت جوامع آسیایی داشته و در مقابل جوامع پیشرفته غربی، نمونه مترقی شرقی را برجسته ساختند. بر این اساس خواستار تغییر نظم جنسیتی بودند و تحول ایران را در آستانه شکلگیری دولت مدرن، منوط به بازتعریف نقش زن و ارکان و شئون اجتماعی متناظر آن در حوزه های عمومی و خصوصی می دانستند.