1
استادیار گروه فقه و حقوق، پژوهشکده زن و خانواده، قم، ایران
2
دانشآموخته دکتری دین پژوهی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
10.48311/jhs.2026.104771.0
چکیده
گفتمانهای اصلاح دینی در جهان اسلام از اواخر قرن نوزدهم تاکنون را میتوان محصولی از نزاع دیرپای سنت و تجدد دانست. این گفتمانها که هم متأثر از تحولات داخلی جوامع اسلامی و هم تابعی از جریانهای فکری غرب هستند، تنوع قابل توجهی یافتهاند. در این میان، گفتمان اصلاح دینی علی شریعتی در ایران به دلیل اثرگذاری گسترده، جایگاه ویژهای دارد. ویژگی شاخص این گفتمان در بازسازی هدفمند تشیع نهفته است؛ فرایندی که با عبور از بازخوانی صرف سنت و پرهیز از تفسیرهای فاقد مسئولیتپذیری اجتماعی، آن را به آرمانی انقلابی و پویا تبدیل میکند. این مقاله با بهرهگیری از نظریه گفتمان لاکلا و موفه نشان میدهد که شریعتی از طریق بازسازی معنایی «امامت» بهعنوان دال مرکزی و مفصلبندی دالهای شناور چون عدالت، انتظار، ولایت و امت در زنجیرههای همارزی، منظومهای معنایی پدید آورد که در آن تشیع به هویتی معطوف به کنش اجتماعی، مسئولیتپذیری و مبارزه با ستم تبدیل میشود. او با منطق طرد، قرائتهای رقیب را ذیل «تشیع صفوی» بازنمایی و به حاشیه میراند و در مقابل «تشیع علوی» را بهمثابه بدیلی انقلابی و عدالتخواه تثبیت میکند. نتیجه این فرایند، بازسازی هویت شیعی در قالبی فعال، عدالتمحور و معطوف به تغییر بود؛ هویتی که علاوه بر انسجام در سطح نظری، در عرصه اجتماعی و تاریخی نیز توان بسیجگری گستردهای ایجاد کرد. در این گفتمان، دین به ابزار توانمندسازی تودهها، برانگیختن مسئولیت جمعی و ایجاد آمادگی برای تغییر ساختارهای نابرابر تبدیل شد. سازماندهی تازه مفاهیم دینی و ایجاد شبکهای از معانی و کنشها باعث شد گفتمان شریعتی بتواند پیامهای عدالتخواهانه و آزادیطلبانه را در قالبی آشنا برای مخاطبان منتقل کند و در شکلگیری حرکتهای اعتراضی دهه ۱۳۵۰ و نهایتاً انقلاب اسلامی نقش مؤثر ایفا کند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که گفتمان اصلاح دینی شریعتی تحت عنوان تشیع علوی، با بازآرایی مفاهیم کلیدی تشیع و ایجاد انسجام گفتمانی حول محور امامت، از سطح یک پروژه نظری فراتر رفت و به یکی از نیروهای هژمونیک اثرگذار بر سپهر سیاسی–اجتماعی ایران تبدیل شد.