1- استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
2- استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی شاهرود، شاهرود، ایران
چکیده: (9629 مشاهده)
این پژوهش برآن است تا با کمک رویکرد مطالعات فرهنگی و با روش کیفی به بازنمایی انگارههای نظام آموزشی از مشروطه تا دورۀ فضای باز سیاسی بپردازد تا دریابد که برخلاف تغییر و تحولات جامعه که داعیهدار جنبشی دموکراتیک بودهاند، در نظام آموزشی نظم و ایدئولوژی اقتدارگرایانه چگونه ارائه شده، بهعلاوه اینکه آیا متناسب با تحولاتی چون انقلاب مشروطه، شکلگیری دولت شبهمدرن و جنبش ملی، انگارههای دموکراتیک آموزش داده شد یا نه؟
این پژوهش با مطالعۀ نظام آموزشی همچون یکی از دستگاههای ایدئولوژیک مهم در بازتولید قدرت به این نتایج دست یافته است که محتوا و شیوۀ تدریس نظام آموزشی در این دوران، گفتمانی اقتدارگرا و یکدست در رابطۀ میان مدرسه- خانواده حاکم بوده است و سوژۀ حساس مدرسه، بیشتر تحت تلقین و باوراندن مکانیسمهایی چون قدرتگرایی، همرنگی با جماعت، دوگانگی، محافظهکاری، تقدیرگرایی، نرمخویی، تضعیف اعتماد بهنفس، صبر و حوصله بود و در این میان، سویههای مقاومت و متعارض با گفتمان اقتدارگرایی ملاحظه نشده است.
نوع مقاله:
طرح پژوهشی |
موضوع مقاله:
علوم سیاسی انتشار: 1394/11/1