1- ، shariati@modares.ac.ir
چکیده: (9090 مشاهده)
چکیده
نوشتار حاضر تحلیلی مبتنی بر روششناسی جامعهشناسی معرفت برای فهم سیاست و مناسبات دولت و جامعه در عصر پهلوی است. این مقاله کوشیده تا ماهیت ایدئولوژیک دولت پهلوی را در ساحت واپایشگری و تلاش برای تغییر اجتماعی مورد واکاوی قرار دهد و به توصیف چرایی مقاومتهای اجتماعی و ستیهندگی جامعه تارنمای ایرانی با خواستهای دولت مدرن پهلوی بپردازد. مقالهی پیشِ روی برای سنجش مناسبات دولت و جامعه در ایران با روش توصیفی و تحلیلی پسارویدادی و با استفاده از آموزههای نظری «میگدال» در مورد دولت مدرن ضعیف، آموزههای کنترل اجتماعی و همچنین آرای «کارل مانهایم» در بارهی «ایدئولوژی» و «یوتوپیا» تلاش میکند تحلیلی جامعهشناختی و در عین حال قابل تعمیم به ادوار بعدی از ساختار روابط دولت و جامعه در ایران عصر پهلوی ارائه دهد. مقاله حاضر نشان میدهد که «ایدئولوژی» حاکم بر ایران عصر پهلوی توان واپایش اجتماعی و در عین حال پاسخگویی به «یوتوپیا»های جامعه تارنما را نداشت و مناسبات دولت ایدئولوژیک و جامعه تارنمای آرمانخواه در عصر پهلوی نتوانستند با یکدیگر به تفاهم و تناظر برسند و درنهایت وارد الگوی تضاد ـ ستیهندگی شدند.
نوع مقاله:
پژوهشی اصیل |
موضوع مقاله:
علوم سیاسی انتشار: 1398/4/22