1- دانشیار، گروه باستانشناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2- دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه باستانشناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
چکیده: (10473 مشاهده)
"جهانیشدن" یکی از تأثیرگذارترین اندیشههای فلسفی بر نهادهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی کشورها و ملل مختلف بر مبنای یکپارچهسازی جوامع بینالمللی در عصر نوین است. بیشتر پژوهشگران، آغاز جهانیشدن را به بعد از عصر رنسانس نسبت میدهند، حال آنکه با اندکی تأمل در اندیشههای فلسفی و مفاهیم اسطورهای تمدنهای باستان، میتوان ریشه و خاستگاه این پدیده را، البته نه بهمعنای کاملاً مدرن و امروزی، در آن ادوار جستوجو کرد. بدون تردید، امپراتوری ساسانیان، که ۴۲۷ سال (۶۵۱ – ۲۲۴ م) در عرصهی مبادلات سیاسی جهان نقشآفرینی کردهاند، را میتوان یکی از بزرگترین و مقتدرترین حوزههای فرهنگی تمدنهای جهان باستان دانست که بهطور مستقیم، متأثری از نظرها فیلسوفان زرتشتی اداره میشد. بنیانگذار این امپراتوری (اردشیر پاپکان: ۲۴۱- ۲۲۴ م) در پاسخ به این پرسش که چرا در مقابل ولینعمت خود (اردوان پنجم- اشکانی) قیام کرده، میگوید: "تا جهان را یکخدایی کنم".
اینک، این پرسش را میتوان طرح کرد که آیا این امکان هست که تلاش اردشیر برای ایجاد جهانی تحت حاکمیت یک خدا - که با اقدامات عملی و تلاشهای گستردهای در تحقق این خواسته همراه بود- را نخستین گام در جهانیسازی بهشمار آورد؟ فرض بر آن است که اندیشهی جهانیشدن بالغ بر هزاروهشتصد سال قبل در تفکرات موبدان عالیرتبه، زرتشتی پرورش یافته و اردشیر اول ساسانی آن را اجرایی ساخته است. در پژوهش حاضر، تلاش بر آن است تا با اتکا به متون کهن و اسناد باستانشناسانه نخستین رگههای اندیشهی جهانیشدن و اقدامات عملی شاهان ساسانی در تحقق این تفکر، بررسی شود بدینمنظور، تعدادی از شواهد تاریخی و باستانشناسانهی عصر ساسانیان را که نشان دهندهی فرضیهی پژوهش باشند، در چارچوب نظری اندیشههای جهانیشدن و جهانوطنی، به بحث کشیده خواهند شد. از اندیشهی جهانوطنی، که ریشه در دوران باستان دارد، بهمنظور ارتباطدادن مفاهیم امروزی جهانیشدن با اندیشههای جهان باستان استفاده شده است. درنتیجهی پژوهش حاضر روشن شد که اندیشهی جهانوطنی و جهانیشدن، نزدیک به دوهزار سال قبل در ایران مطرح و توسط شاهان ساسانی اقداماتی عملی در تحقق آن نیز انجام شده است.