جستجو در مقالات منتشر شده


۷۶ نتیجه برای بیمار


دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، ارزیابی مهارت‌ ارتباطی کاربردشناختی در بیماران بزرگسال آسیب‌دیده نیمکرۀ راست و چپ فارسی‌زبان با استفاده از نسخه فارسی «پروتکل ارزیابی مهارت‌های ارتباطی مونترال (ام. ای. سی.)» بود. ۱۰ بیمار آسیب‌دیده نیمکرۀ راست و چپ فارسی‌زبان که دچار سکته مغزی شده بودند، جامعه آماری پژوهش را تشکیل می‌دادند. دو دسته آزمون‌ در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفتند :آزمون‌های غربالگری و خرده‌آزمون‌های مهارت کاربرد‌شناختی پروتکل ارزیابی مهارت‌های ارتباطی مونترال (ام. ای. سی). عملکرد بیماران آسیب‌دیده نیمکره راست و آسیب‌دیده نیمکره چپ در این خرده‌آزمون‌ها به صورت انفرادی، درون‌گروهی و بین‌گروهی با یکدیگر مقایسه و با استفاده از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان دادند که بین عملکرد دو گروه بیماران آسیب‌دیده نیمکره راست و آسیب‌دیده نیمکره چپ در خرده‌آزمون‌های مهارت‌ ارتباطی کاربردشناختی تفاوت وجود دارد، اگرچه بر مبنای تحلیل‌های آمار استنباطی این تفاوت عملکرد معنی‌دار نبود. نتایج حاکی از آن بودند که آسیب به هر دو نیمکره راست و چپ مغز منجر به بروز اختلال در مهارت‌ کاربردشناختی می‌شود، اما آسیب به نیمکره راست با شدت اختلالات بیشتری همراه است. در رابطه با جایگاه آسیب مغزی و بروز اختلالات کاربرد شناختی نتایج پژوهش این نظر را تأیید می‌نماید که آسیب به لوب گیجگاهی و نواحی پیرامون آن در نیمکره راست مغز می‌تواند منجر به بروز اختلال در مهارت‌ کاربردشناختی شود. نتایج کلی پژوهش حاکی از نقش مهم نیمکره راست در پردازش مهارت کاربردشناختی نسبت به دیگر نواحی مغزی در نیمکره چپ است.
 
خدیجه سفیری، سارا ایمانیان،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۸ )
چکیده

در این پژوهش، مفاهیم سلامتی و بیماری و رفتارهای مرتبط با سلامتی نزد دختران دانشجو بررسی شده‌اند. نمونه تحقیق، ۱۱۰ دانشجوی دختر (۶۲ نفر از دانشگاه تک جنسیتی الزهرا و ۴۸ نفر از دانشگاه دوجنسیتی تهران) بودند که با روش کیفی و تکنیک‏های مصاحبه گفتگویی و مصاحبه گروه متمرکز به جمع آوری داده از آنان پرداختیم. تحلیل داده‏ها با استفاده از رویکرد نظریه بنیانی صورت گرفت. در مورد اینکه سلامتی، از مهمترین امور زندگی و مشتمل بر سلامت جسمی و روحی است، اتفاق نظر وجود داشت در حالی که دو مفهوم کلی برای بیماری در نظر داشتند: کاهنده کیفیت زندگی و مجازات الهی. در مورد رفتارهای مرتبط با سلامتی (که در دانشجویان دختر دانشگاه تک جنسیتی با دانشگاه دو جنسیتی مشابه بود) راهبردی مشاهده شد که در پی آن، دختران هشدارهای بیماری را انکار کرده، دردها را موقتا تسکین داده به جستجوی سلامت روانی از راه کسب زیبایی ظاهری می‏پردازند که منجر به غلبه بیشتر فرهنگ مردانه، زندگی به سبک ناسالم و تهدید سلامت اجتماعی می‏شود. آنها این راهبرد را تحت تاثیر پنداشت از خود پایین و جامعه پذیری، وابستگی متقابل به خانواده و زندگی ماشینی کسب کرده اند.

دوره ۲، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف:وجود معضلاتی مانند کم‌کاری و پرخاشگری در سازمان‌ها موجب شد که آنها به‌دنبال کاهش این‌گونه رفتارها و افزایش هر چه بیشتر رفتارهایی باشند که برای سازمان منافعی از جمله بهره‌وری داشته باشد.یکی از عوامل ایجاد منافعی همچون بهره‌وری در سازمان، رفتارشهروندی سازمانی[۱]است. هدف از این تحقیق تعیین رابطه مؤلفه رفتار شهروندی سازمانی با بهره‌وری منابع انسانی در میان کارکنان بیمارستان‌های منتخب دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران و دانشگاه‌های علوم پزشکی شهید بهشتی است. روش بررسی: این تحقیق در شش بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با رویکرد نگرش‌سنجی انجام شده و داده‌ها از راه توزیع پرسشنامه در بین ۴۲۹ نفر از کارکنان این بیمارستان‌ها به روش نمونه‌گیری دو مرحله‌ای تصادفی جمع‌آوری شده است. روش پژوهش، توصیفی- مقطعی و نوع تحقیق میدانی بوده است. یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که ازنظر کارکنان، بین رفتارشهروندی سازمانی و بهره‌وری آنان در بیمارستان‌های محل اشتغال رابطه معناداری وجود دارد. به این معنا که در این بیمارستان‌ها، انجام رفتارشهروندی سازمانی بر میزان بهره‌وری کارکنان تأثیر داشته است. نتیجه‌گیری: در این بررسی، تأثیر هر یک از مؤلفه‌های رفتار شهروندی سازمانی بر بهره‌وریدر بیمارستان‌های مورد مطالعه نتایج متفاوتی داشته است. در پایان تحقیق، دلایل پایین بودن احتمالی سطح مؤلفه‌های مذکور و شاخص‌های مربوط به آنها بررسی و راهکارهایی برای بهبود آنها ارائه شده است. روش بررسی: این تحقیق در شش بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با رویکرد نگرش‌سنجی انجام شده و داده‌ها از راه توزیع پرسشنامه در بین ۴۲۹ نفر از کارکنان این بیمارستان‌ها به روش نمونه‌گیری دو مرحله‌ای تصادفی جمع‌آوری شده است. روش پژوهش، توصیفی- مقطعی و نوع تحقیق میدانی بوده است. یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که ازنظر کارکنان، بین رفتارشهروندی سازمانی و بهره‌وری آنان در بیمارستان‌های محل اشتغال رابطه معناداری وجود دارد. به این معنا که در این بیمارستان‌ها، انجام رفتارشهروندی سازمانی بر میزان بهره‌وری کارکنان تأثیر داشته است. نتیجه‌گیری: در این بررسی، تأثیر هر یک از مؤلفه‌های رفتار شهروندی سازمانی بر بهره‌وریدر بیمارستان‌های مورد مطالعه نتایج متفاوتی داشته است. در پایان تحقیق، دلایل پایین بودن احتمالی سطح مؤلفه‌های مذکور و شاخص‌های مربوط به آنها بررسی و راهکارهایی برای بهبود آنها ارائه شده است.  
[۱].Organizational Citizenship Behavior) OCB( زمینه و هدف:وجود معضلاتی مانند کم‌کاری و پرخاشگری در سازمان‌ها موجب شد که آنها به‌دنبال کاهش این‌گونه رفتارها و افزایش هر چه بیشتر رفتارهایی باشند که برای سازمان منافعی از جمله بهره‌وری داشته باشد.یکی از عوامل ایجاد منافعی همچون بهره‌وری در سازمان، رفتارشهروندی سازمانی[۱]است. هدف از این تحقیق تعیین رابطه مؤلفه رفتار شهروندی سازمانی با بهره‌وری منابع انسانی در میان کارکنان بیمارستان‌های منتخب دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران و دانشگاه‌های علوم پزشکی شهید بهشتی است. روش بررسی: این تحقیق در شش بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با رویکرد نگرش‌سنجی انجام شده و داده‌ها از راه توزیع پرسشنامه در بین ۴۲۹ نفر از کارکنان این بیمارستان‌ها به روش نمونه‌گیری دو مرحله‌ای تصادفی جمع‌آوری شده است. روش پژوهش، توصیفی- مقطعی و نوع تحقیق میدانی بوده است. یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که ازنظر کارکنان، بین رفتارشهروندی سازمانی و بهره‌وری آنان در بیمارستان‌های محل اشتغال رابطه معناداری وجود دارد. به این معنا که در این بیمارستان‌ها، انجام رفتارشهروندی سازمانی بر میزان بهره‌وری کارکنان تأثیر داشته است. نتیجه‌گیری: در این بررسی، تأثیر هر یک از مؤلفه‌های رفتار شهروندی سازمانی بر بهره‌وریدر بیمارستان‌های مورد مطالعه نتایج متفاوتی داشته است. در پایان تحقیق، دلایل پایین بودن احتمالی سطح مؤلفه‌های مذکور و شاخص‌های مربوط به آنها بررسی و راهکارهایی برای بهبود آنها ارائه شده است.  
[۱].Organizational Citizenship Behavior) OCB(

دوره ۳، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۲ )
چکیده

هدف این مقاله بررسی تأثیر تعارض کار- خانواده از طریق فرسودگی شغلی بر تمایل به ترک پرستاران از سازمان می‌باشد. جامعه آماری پژوهش را بیمارستان‌های امام خمینی، فیروزگر، دی و شهید هاشمی‌نژاد شهر تهران تشکیل می‌دهند که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای تعداد ۲۷۵ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های کولموگروف- اسمیرنوف، همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی، t با دو نمونه مستقل و مدل‌سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تعارض کار- خانواده هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم با تمایل به ترک پرستاران رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین مشخص شد که تعارض کار- خانواده موجب افزایش فرسودگی شغلی پرستاران می‌شود. تفاوت میزان تعارض کار- خانواده پرستاران بیمارستان‌های خصوصی و دولتی در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنادار بود و می‌توان گفت که تعارض کار- خانواده بیمارستان‌های بخش دولتی بیشتر از بیمارستان‌های بخش خصوصی است؛ اما در مورد میزان فرسودگی شغلی و تمایل به ترک پرستاران در دو بخش خصوصی و دولتی تفاوت معنا‌داری مشاهده نشد.       هدف این مقاله بررسی تأثیر تعارض کار- خانواده از طریق فرسودگی شغلی بر تمایل به ترک پرستاران از سازمان می‌باشد. جامعه آماری پژوهش را بیمارستان‌های امام خمینی، فیروزگر، دی و شهید هاشمی‌نژاد شهر تهران تشکیل می‌دهند که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای تعداد ۲۷۵ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های کولموگروف- اسمیرنوف، همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی، t با دو نمونه مستقل و مدل‌سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تعارض کار- خانواده هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم با تمایل به ترک پرستاران رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین مشخص شد که تعارض کار- خانواده موجب افزایش فرسودگی شغلی پرستاران می‌شود. تفاوت میزان تعارض کار- خانواده پرستاران بیمارستان‌های خصوصی و دولتی در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنادار بود و می‌توان گفت که تعارض کار- خانواده بیمارستان‌های بخش دولتی بیشتر از بیمارستان‌های بخش خصوصی است؛ اما در مورد میزان فرسودگی شغلی و تمایل به ترک پرستاران در دو بخش خصوصی و دولتی تفاوت معنا‌داری مشاهده نشد.    

دوره ۴، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده

تأثیر۳ نوع پروبیوتیک (Lactobacillus plantarum، L.casei و Bacillus subtilis) بر رشد و بقای ناپلی آرتمیا،A. fransiscana، در مواجهه با باکتری بیماری­زایVibrio campbellii در شرایط نوتوبیوتیک بررسی شد. تعداد ۱۵۶۰ عدد ناپلیوس به‌طورمساویبه ۷۸ لوله فالکون حاوی۳۰ میلی‌لیتر آب اتو‌کلاو شده با شوری ppt ۷۰ منتقل شدند. تیمارها شامل یک شاهد (جلبک دونالیلا) و ۱۲ تیمار از ۳ باکتری پروبیوتیکی (هرکدام با جایگزینی­های ۲۵%، ۵۰%، ۷۵%، ۱۰۰%) با ۶ تکرار بود. در روز ششم میزان بقا، طول ناپلی­ها و شمارش پرگنه باکتری‌های موجود در بدن ناپلی­ها بررسی شدند. مواجهه با باکتری V. campbellii در روز ششم انجام شد. بیشترین طول ناپلی­ در تیمار ۲۵% باکتری L. plantarum و ۷۵% جلبک دونالیلا مشاهده گردید(۰۵/۰p<). بیشترین میزان بقا در ناپلی پس از ۲۴ و ۴۸ ساعت مواجهه با باکتری V. campbellii در تیمار ۱۰۰% باکتری L. plantarum و کمترین درصد بقا در تیمار ۱۰۰% جلبک دونالیلا مشاهده شد. نتایج حاصل از شمارش پرگنه باکتری‌ها در روز ششم اختلاف معناداری بین تیمارها نشان داد(۰۵/۰p<). بیشترین تعداد پرگنه در تیمارهای ۱۰۰% باکتری B. subtilis و L. casei بود. کمترین تعداد پرگنه باکتری‌ها در تیمارهای ۲۵% باکتری L. plantarum و L. casei ۷۵% جلبک دونالیلا مشاهده شد. نتایج نشان داد که استفاده از باکتری L. plantarum با جایگزینی ۲۵% با جلبک دونالیلا عملکرد بهتری نسبت به باکتری‌های  L. casei و B. subtilis دارد.

دوره ۴، شماره ۱۴ - ( ۷-۱۳۸۶ )
چکیده

در این پژوهش خواص ضدمیکروبی عصاره کاکوتی کوهی (Ziziphora clinopodioides) بر باکتری های مولد فساد و بیماری زای مواد غذایی به روش رقت لوله ای مورد آزمایش قرار گرفت. عصاره کاکوتی کوهی بر باکتری های گرم منفی و گرم مثبت مورد آزمایش شامل انتروباکتر آئروژنز، اشرشیاکلی، کلبسیلا نومونیا، سالمونلا انتریتیدیس، شیگلا دیزنتری، باسیلوس سرئوس، استافیلوکوکوس اورئوس و لیستریا مونوسایتوژنز دارای اثر مهارکنندگی و میکروبکشی بود ولی بر سودوموناس آئروژینوزا اثری نداشت. حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) و میکروب کشی (MBC) عصاره کاکوتی کوهی برای باکتری های گرم منفی ۱۰۰۰-۲۰۰۰ mg/l و برای باکتری های گرم مثبت ۱۰۰۰-۴۰۰۰ mg/l بود. نتایج نشان داد عصاره کاکوتی کوهی می تواند از رشد باکتری های مولد فساد و بیماری زای مواد غذایی جلوگیری نماید. بنابراین می توان استفاده از آن را به عنوان یک ترکیب نگهدارنده و طعم دهنده طبیعی در فرآورده های غذایی پیشنهاد نمود.

دوره ۶، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده

 در ارتباط کلامی پزشک- بیمار، پزشکان خودمحوری کلامی بیشتری دارند. یکی از عوامل تأثیرگذار در تغییر میزان خودمحوری کلامی، نقش متغیر جنسیت است. هدف از این مطالعه، بررسی میزان خودمحوری در ارتباط کلامی پزشک- بیمار و تغییرات حاصل از متغیر جنسیت است تا با آگاهی از آن بتوانیم مدل ارتباطی مناسب‌تری در این تعامل پزشکان و بیماران تعریف کنیم. برای رسیدن به این هدف، به جمع‌آوری اطلاعات ۲۶ پزشک و ۱۰۱ بیمار در مراکز آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی مازندران پرداختیم، مکالمات را ضبط و پیاده کردیم، به کدگذاری و شمارش پاره‌گفتارها براساس «سبک پاسخگویی کلامی» استایلز پرداختیم و با استفاده از آزمون­های آماری، میزان خودمحوری و تأثیر جنسیت را تحلیل کردیم. پزشکان ۴/۱۰ برابر بیماران از پاره‌گفتارهای مؤثر بر خودمحوری استفاده کردند. بیشترین میزان خودمحوری در بیماران، در مرحله نتیجه‌گیری و کمترین آن در مرحله معاینه بود. بیشترین میزان خودمحوری پزشکان در مرحله معاینه و کمترین آن در مرحله شرح‌حال گیری بود. در بیماران، بین خودمحوری زن و مرد  اختلاف معنی‌دار وجود داشت (۰۵/۰ <P) دربین بیماران، روستاییان، افراد با تحصیلات پایین‌تر و سن ۶۱ به بالا، خودمحوری بیشتری داشتند. بین خودمحوری پزشکان زن و مرد  اختلاف معنی‌دار وجود نداشت (۰۵/۰ <P)؛ اما سن کمتر و درجه علمی پایین‌تر باعث افزایش آن شد. تفاوت جنسیتی بین پزشک و بیمار باعث افزایش خودمحوری پزشکان و تشابه جنسیتی باعث کاهش آن شد. پزشکان نسبت به بیماران خودمحوری بیشتری داشتند. در شرح‌حال گیری، پزشک بیشتر به جمع­آوری اطلاعات می­پردازد؛ اما در معاینه، بیمار کاملاً حالت انفعالی دارد. خودمحوری با موقعیت و طبقه شغلی ارتباط مستقیم داشت. زمانی‌که تفاوت جنسیتی وجود داشت، طبقه اجتماعی تعیین‌کننده بود و موجب بالا رفتن خودمحوری پزشک شد. رعایت آداب کلامی ازسوی بیمار از خودمحوری کاست.

دوره ۷، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۰ )
چکیده

استاد ابراهیم بهداد، محقق، مدیر و استاد گیاه‌پزشکی دانشگاه، بعد عمری تلاش و کوشش، در اسفند ۱۳۹۹ از میان ما رفت. ایشان در طی دوران خدمت در مرکز تحقیقات کشاورزی اصفهان، علاوه بر امور پژوهشی در مناصب مهم اجرایی نیز منشأ اثر بودند. تألیف کتاب‌های مختلف که برخی از آنها از منابع دانشجویان و محققین به شمار می‌رود از جمله یادگارهای این پیشکسوت گیاه‌پزشکی کشور به شمار می‌رود. برگزاری دو دوره کنگره گیاه‌پزشکی در اصفهان، با همت ایشان میسر گردید. همچنین ایشان سال‌ها تدریس برای مقاطع مختلف تحصیلی و راهنمایی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان را عهده‌دار بودند. نام نیک آن معلم و محقق همراه با نیکی همراه خواهد بود.

دوره ۷، شماره ۴ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده

بیماری­های بلایت زودرس و دیررس بادام زمینی از بیماری­های مهم بادام زمینی به­شمار می­روند. طی سال زراعی ۹۶-۱۳۹۵ عکس­العمل یازده ژنوتیپ بادام زمینی و رقم محلی گلی (NC۲) نسبت به بیماری­های لکه­برگی سرکوسپورایی در شرایط مزرعه با سابقه وقوع بالای بیماری لکه سرکوسپورایی، ارزیابی گردید. آزمایشات مزرعه­ای در ایستگاه تحقیقات زراعی لشت نشاء به­صورت طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که، بین ژنوتیپ­ها از نظر آلودگی به قارچ­های عامل بلایت زودرس (Passalora arachidicola) و دیررس بادام زمینی (P. personata) عکس­العمل متمایزی وجود دارد. به­طوری­که، تنوع معنی­داری بین ژنوتیپ­های بادام زمینی به بیماری لکه سرکوسپورایی دیده شد (P ≤ ۰,۰۱). تفاوت بین ژنوتیپ­های حساس با اندازه­گیری تعداد و اندازه لکه­های برگی، درصد ریزش برگ و شدت لکه­برگی تعیین گردید. مقایسه میانگین­ها نشان داد که، میزان وقوع لکه­برگی سرکوسپورایی براساس اندازه­گیری تعداد لکه­ها در برگ در ژنوتیپ­های Pn۲۰۲ (۱/۸۵) و Pn۲۲۰ (۸/۷۵) به­میزان ۸-۵ برابر نسبت به ژنوتیپ­های Pn۲۱۳ (۲/۹)، Pn۱۷۰ (۹/۱۰)، Pn۱۴۰ (۶/۱۱)، و Pn۲۰۴ (۲/۱۵) بیش­تر بود. البته وقتی شدت بیماری لکه­برگی سرکوسپورایی لحاظ شد، این میزان به ۵-۳ برابر رسید. میزان ریزش برگ و شدت لکه­برگی سرکوسپورایی در ژنوتیپ­های بادام زمینی به­ترتیب بین ۹/۶۰-۷/۴ و ۵/۵۲ -۳/۱۱ درصد متغیر بود. به­طوری­که، میزان ریزش برگ و لکه­برگی سرکوسپورایی در ژنوتیپ Pn۲۰۲ به­ترتیب تا ۸۸/۶۰ و ۴۹/۵۲ درصد افزایش داشت. نتایج بررسی نشان داد که، با افزایش شدت لکه­برگی از ۳/۱۱ به ۵/۵۲ درصد میزان ریزش برگ از ۷/۴ به ۹/۶۰ درصد افزایش و عملکرد پیله (غلاف بادام زمینی) از ۴/۳۸۰۹ به ۶/۱۲۱۷ کیلوگرم/هکتار کاهش پیدا کرد (۸/۲۵۹۱ کیلوگرم/هکتار). مجموعاً، سه ژنوتیپ Pn۱۷۰ ، Pn۱۴۰ و Pn۲۱۳ نیمه مقاوم و ژنوتیپ­های Pn۲۲۰ و  Pn۲۰۲حساس به بیماری لکه سرکوسپورایی تشخیص داده شدند. ژنوتیپ­های مقاوم به لکه سرکوسپورایی خصوصیات زراعی مطلوبی داشتند و از پتانسیل قابل قبولی برای معرفی (آزادسازی رقم) یا استفاده به­عنوان والد در برنامه­های اصلاح نباتات برخوردار هستند.

دوره ۷، شماره ۴ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده

قارچ Beauveria bassiana (Balsamo) یکی از عوامل کنترل میکروبی شپشه دندانه‌دار Oryzaephilus surinamensis (L.) می‌باشد. در این پژوهش نرخ مرگ¬ومیر، طول دوره تلفات و نرخ بقاء جمعیت بیمار در ۵ دمای مختلف ۱۵، ۲۰، ۲۵، ۳۰ و ۳۵ درجه سلسیوس بررسی شد. نتایج نشان داد که نرخ مرگ¬ومیر در دماهای موردنظر در مرحله لاروی به¬ترتیب ۸۹/۰، ۱۵/۱، ۴/۱، ۲۱/۱ و ۱۱/۱ لارو در روز و در مرحله حشره کامل به¬ترتیب معادل ۹۹/۰، ۳۸/۱، ۴۷/۱، ۱۸/۱ و ۱۶/۱ حشره کامل در روز بود. مقدار LT۵۰ در دماهای فوق در مرحله لاروی به¬ترتیب معادل ۱۱/۷، ۰۴/۷، ۸۲/۴، ۰۷/۶ و ۸۹/۶ روز و در مرحله حشره کامل به¬ترتیب معادل ۰۳/۷، ۳۱/۶، ۸۳/۴، ۵۸/۵ و ۵۶/۶ روز بود. منحنی‌های بقاء در دماهای ۲۵، ۳۰ و ۳۵ درجه سلسیوس در مرحله لاروی و حشره‌کامل شباهت بیش¬تری نسبت به دماهای ۱۵ و ۲۰ درجه سلسیوس نشان ‌دادند. نرخ کاهش بقاء در جمعیت‌های بیمار در ۳ الی ۴ روز اول آلوده‌سازی کم بود. پس از آن قدرت بقاء تا پایان دوره با شیب تند ولی متفاوتی در دماهای مختلف کاهش ‌یافت. منحنی‌های بقاء در تمام موارد شباهت به منحنی نوع دوم بقاء داشتند که در آن مرگ¬ومیر افراد در طول زندگی با یک شیب یکنواخت و به شکل خطی کاهش می‌یافت.

دوره ۷، شماره ۴ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده

طی بازدیدهای به­عمل آمده در سال ۱۳۹۵ از فضای سبز شهری بندرعباس، علایمی نظیر بیماری­های فیتوپلاسمایی شامل جارویی شدن، توقف رشد و کوچک شدن برگ­ها در برخی از گیاهان
پیچک­ Convovulus glomeratus مشاهده شد. به­همین منظور، پژوهش حاضر جهت مشخص شدن فیتوپلاسمای همراه بیماری و شناسایی ناقل آن انجام شد. از نمونه­ها DNA کل استخراج گردید و جهت بررسی آلودگی فیتوپلاسمایی آن­ها، از روش PCR و جفت آغازگرهای عمومی P۱/P۷ (دور اول) و آغازگرهای آشیانه­ای R۱۶F۲n/R۱۶R۲ (دور دوم) استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل فیلوژنتیک و RFLP مجازی از توالی ژن ۱۶S rRNA نشان داد که فیتوپلاسمای مرتبط با بیماری جاروک Convolvulus glomeratus (CgWB) متعلق به یک گونه از 'Candidatus Phytoplasma phoenicium' می­باشد. هم­چنین نتایج نشان داد که زنجرک Orosius albicinctus (Distant) می­تواند با موفقیت فیتوپلاسما را به گیاهان سالم منتقل نماید. در نتیجه این زنجرک به­عنوان ناقل بیماری شناخته شد. براساس اطلاعات حاضر، این اولین گزارش از وجود استرینی از فیتوپلاسمایCandidatus Phytoplasma phoenicium’ از زیرگروه ۱۶SrIX-J روی پیچک و ناقل آن از ایران می­باشد.
 

دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: با توجه به اهمیت نقش باکتری‌های عامل مسمومیت غذایی به لحاظ تهدید بهداشت عمومی و ایجاد خسارات اقتصادی، این پژوهش با هدف بررسی وجود باکتری‌های عامل مسمومیت غذایی در چند گونه از ماهیان باارزش تجاری جمع‌آوری‌شده از فروشگاه‌های استان مازندران صورت گرفت.
مواد و روش‌ها: بدین‌منظور ۲۰۰ نمونه ماهی بسته‌بندی‌شده منجمد متعلق به گونه‌های قزل‌آلا، کیلکا، فیتوفاگ و شیرماهی (۵۰ نمونه از هر گونه ماهی) از فروشگاه‌ها خریداری و در مجاورت یخ به آزمایشگاه منتقل شد. نمونه‌ها از نظر شمارش کلی باکتری‌های هوازی، شمارش اشرشیا کلی، شمارش استافیلوکوکوس اورئوس، جست‌وجوی سالمونلا و شمارش ویبریو پاراهمولیتیکوس طبق روش‌های استاندارد ملی ایران مورد آزمایش قرار گرفتند.
یافته‌ها: در هیچ‌یک از نمونه‌های مورد بررسی، سالمونلا و ویبریو پاراهمولیتیکوس مشاهده نشد. مقایسه نتایج به‌دست‌آمده با حدود مجاز استاندارد ملی ایران نشان داد تعداد کلی باکتری‌های هوازی و استافیلوکوکوس اورئوس در تمامی نمونه‌ها در محدوده مجاز استاندارد ملی ایران بود. تعداد اشرشیا کلی در ۱۴٪ نمونه‌های قزل‌آلا، ۲۰٪ کیلکا، ۲۰٪ فیتوفاگ و ۱۰٪ نمونه‌های شیرماهی بیشتر از حد مجاز استاندارد بود که این مساله با توجه به اهمیت بیماریزایی سویه‌های گوناگون اشرشیا کلی در انسان، بر لزوم کنترل آلودگی‌های میکروبی ماهیان بسته‌بندی‌شده تاکید می‌نماید.
نتیجه‌گیری: نتایج بررسی‌های میکروبی ماهی‌های خام منجمد جمع‌آوری‌شده از فروشگاه‌های شهرهای مختلف استان مازندران می‌تواند رضایت‌بخش تعریف شود، زیرا اکثریت نمونه‌ها با استانداردهای مرجع مطابقت دارند.


دوره ۸، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۶ )
چکیده

بیماری نیوکاسل یک بیماری ویروسی واگیردار کشنده است که اغلب گونه های پرندگان و طیور تجاری را مبتلا میکند و یک تهدید مهم برای صنعت طیور به حساب می آید. در این بیماری هر دو ژن F و HN از ژنهای خیلی مهم و اساسی برای ایجاد عفونت و بیماری می باشند. در این تحقیق ایمنیت واکسنهای DNA ساخته شده از ژنهای HN وF ویروس بیماری نیوکاسل هرکدام به طور مجزا از هم pIRES/HN, pIRES/F و همچنین هردو ژن باهم pIRES/HN/F مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. در مطالعه‌ی قبلی بیان آنتی‌ژنی ژنهای قرار داده شده در شرایط آزمایشگاهی به اثبات رسیده بود. در این مطالعه تجزیه وتحلیل تکنیک الایزا و تست HI از سرم بدست آمده از جوجه های SPF (عاری از هرگونه آلودگی و عامل بیماری‌زا) واکسینه شده با واکسن DNA نشان داد که انجام ۲ بار واکسیناسیون با واکسن DNA (pDNA)، قادر به القای ایمنی هومورال و تولید قابل توجهی از تیتر آنتی بادی (P<۰,۰۵) با استفاده از پلاسمید monocistronic (pIRES/HN و pIRES/F) و bicistronic (pIRES/HN/F) یک هفته بعد از دومین واکسیناسیون pDNA (واکسن یاداور) می شود. نتایج نشان دهد که ایمن سازی با واکسن DNA درجوجه ها دربار دوم پاسخ بطورموفقیت آمیز تولید آنتی‌بادی را افزایش می دهد. همچنین واکسیناسیون با پلاسمید pIRES/HN/F که دارای هردو ژن است می تواند پاسخ قوی تری از آنتی‌بادی را در مقایسه با واکسیناسیون با پلاسمید های pIRES/HN وpIRES/F که دارای فقط یک ژن هستند نمایید.

دوره ۹، شماره ۰ - ( ۱-۱۳۸۵ )
چکیده

هدف: روماتوئیدآرتریتیس (RA) شایعترین بیماری التهابی مزمن و مخرب مفصلی است که انتشار جهانی دارد و شیوع آن در سطح جهان حدود ۵/۰ تا ۱ درصد می‌باشد. برای تشخیص قطعی بیماری RA در مراحل اولیه بیماری روش آزمایشگاهی مشخصی موجود نمی‌باشد و از آنجا که تشخیص سریع آن بسیار حایز اهمیت است، استفاده از روشهای مولکولی می‌تواند در تشخیص به موقع و دقیق بیماری بسیار مؤثر باشد. با وجود این که هنوز علت اصلی این بیماری خود ایمن شناخته نشده است، ولی فاکتورهای ایمنی‌شناختی و ژنتیکی نقش عمده‌ای در آسیب‌زایی بیماری بازی می‌کنند. با توجه به نقش کلیدی ژنهای مجموعه سازگاری بافتی در بروز بیماریهای خودایمن، در این تحقیق بر آن شدیم تا تنوع اللی ژن ۱HLA-DQB از این مجموعه را بین دو گروه بیمار و سالم مقایسه و بررسی کنیم که آیا الل خاصی از ۱HLA-DQB می‌تواند به عنوان شاخص ژنتیکی بیماری قرار گیرد یا خیر. مواد و روشها: در این مطالعه از ۲۵ فرد بیمار مبتلا به روماتوئیدآرتریتیس و ۸۶ فرد سالم استفاده شد. DNA ژنومی ‌از خون این افراد به روش غیرآنزیمی ‌رسوب نمکی استخراج و سپس ژنوتیپ HLA با تکنیک PCR-SSP تعیین شد. نتایج: با مقایسه نتایج به‌ دست آمده بین دو گروه بیمار و کنترل، فراوانی الل‌های ۵HLA-DQ و ۸HLA-DQ در گروه بیمار به ترتیب ۵۶ درصد (۴/۳۱ درصد در گروه کنترل) و ۲۴ درصد (۸/۵ درصد در گروه کنترل) مشاهده شد که نسبت به گروه کنترل، دارای اختلاف معنی‌داری می‌باشد. ۰۵/۰P< و به ترتیب ۰۳۳/۰ و ۰۰۷/۰). میزان مخاطره نسبی برای دو الل فوق نیز عددی بزرگتر از ۱ برآورد شد (به‌ترتیب ۶/۲ و ۱/۵). بحث و نتیجه‌گیری: از آنجا که الل‌های ۵DQ و ۸DQ در بیماران نسبت به افراد سالم بیشتر دیده می‌شوند، می‌توانند در افزایش ریسک ابتلا به بیماری RA در جمعیت خراسانی نقش داشته باشند، از این رو می‌توانند به عنوان یک شاخص مولکولی در تشخیص و پیش‌آگهی بیماری روماتوئید‌آرتریتیس استفاده شوند.

دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۸ )
چکیده

امروزه مسکن تنها مفهوم یک سرپناه را ندارد، بلکه یک کالای اقتصادی و سیاسی نیز محسوب می گردد. علاوه بر اینکه مسکن مهمترین دارایی خانوار به حساب می آید که دارندگان آن به منظورعدم پذیرش ریسکهای بالاتر در سایر بازارهای مالی به نگهداری از آن مبادرت می ورزند، کالایی اساسی و بدون جانشین است، و لذا بررسی بازار آن بسیارحائز اهمیت است. اما این بخش طی دهه‌های اخیر، با دوره‌های رکود و رونق تورمی و افزایش بی‌رویه قیمت‌ها مواجه بوده است. تورم ناشی از افزایش نامناسب نقدینگی که به سبب استفاده بیشتر از دلار‌های نفتی ظهور می‌کند، شاید در اقلام تجاری و مصرفی به وسیله اهرم‌های مختلفی همچون واردات قابل کنترل باشد، اما در کالا‌های غیرمنقول، همچون زمین و ساختمان،قابل کنترل نیست و باعث ایجاد نوسانات شدید و پیش بینی نشده در این بخش حیاتی می گردد. در این مقاله به عوامل تاثیرگذار بر بخش مسکن، با تاکید بر ارتباط شوکهای نفتی و رشد قیمت مسکن، پرداخته شد و نتایج حاکی از آن بود که در طی سالهای ۸۴-۱۳۵۲اثر متغیر های نرخ رشد جمعیت، نرخ رشد نقدینگی، نرخ رشد تسهیلات پرداختی بانک مسکن و شوکهای مثبت و منفی نفتی بر رشد قیمت مسکن،معنی دار و موافق تئوری بوده و همچنین تاثیر نرخ تورم بر رشد قیمت مسکن در دوره مورد بررسی بی معنی بوده است.

دوره ۹، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: کاروتنوئیدها رنگ‌های پرمصرف در صنعت غذا با منشا گیاهی و میکروبی هستند. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثر ضدمیکروبی رنگدانه کاروتنوئیدی استخراج‌شده از میکروکوکوس روزئوس بود.
مواد و روش‌ها: در مطالعه تجربی حاضر سلول‌های میکروکوکوس روزئوس با سانتریفیوژ ته‌نشین شدند و ۱۰میلی‌لیتر استون به آنها اضافه و توسط هموژنایزر هموژن شدند. در ادامه سوسپانسیون هموژن، سانتریفیوژ، مایع رویی جمع‌آوری و رنگدانه‌های کاروتنوئیدی با حجمی برابر از پترولیوم اتر استخراج شدند. محلول‌های رنگی پس از فیلتراسیون، به‌وسیله تغلیظ‌کننده چرخنده تغلیظ شد و سپس به‌وسیله خشک‌کن انجمادی به حالت پودری درآمد. ارزیابی فعالیت ضدمیکروبی به روش انتشار دیسک صورت گرفت و میزان حداقل غلظت بازدارندگی رشد (MIC) و حداقل غلظت کشندگی باکتری (MBC) با روش رقت آگار محاسبه شد. به‌منظور تحلیل آماری آزمون توکی و نرم‌افزار آماری Minitab ۱۶ به کار رفتند.
یافته‌ها: رنگ استخراج‌شده از میکروکوکوس روزئوس بر رشد تمام باکتری‌های مورد آزمون موثر بود، باسیلوس سرئوس و سالمونلا اینتریتیدیس به‌ترتیب بیشترین (۱۲/۴میلی‌متر) و کمترین (۱۰/۹میلی‌متر) حساسیت به رنگ استخراج‌شده در غلظت ۵میلی‌گرم بر میلی‌لیتر را داشتند. سالمونلا اینتریتیدیس بیشترین MIC (۶۴میلی‌گرم بر میلی‌لیتر) را داشت و در غلظت‌های مورد آزمون رنگ استخراج‌شده، تنها برای میزان MBC سالمونلا اینتریتیدیس مشاهده نشد. اثر ضدمیکروبی رنگ استخراج‌شده بر باکتری‌های گرم مثبت نسبت به باکتری‌های گرم منفی بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: رنگ استخراج شده از میکروکوکوس روزئوس، رنگی با منشا طبیعی است و فعالیت ضدمیکروبی دارد. اثر ضدمیکروبی آن بر باکتری‌های گرم مثبت مورد آزمون نسبت به باکتری‌های گرم منفی بیشتر است.


دوره ۹، شماره ۳۵ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده

چکیده ترکیب شیمیایی اسانس پوست دارچین Cinnamomum zeylanicum Nees)) مورد استفاده در صنایع غذایی با استفاده از دستگاه GC–MS ارزیابی شد و ۲۱ ترکیب شناسایی شدند.  سینامالدهید[۱] با ۴۱/۶۰ درصد بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده بود و پس از آن لینالول[۲] (۴۶/۶ درصد)، ارتومتوکسی سینامیک آلدهید[۳] (۶۳/۳ درصد)، بتا کاریوفیلن[۴] (۵/۳ درصد)، ۸-۱ سینئول[۵] (۳۲/۳) ، اوجنول[۶] (۱۹/۳ درصد) و ترکیبات دیگر قرار داشتند. فعالیت آنتی باکتریایی (حداقل غلظت بازداری و کشندگی) اسانس پوست دارچین در مقابل ۵ باکتری بیماری زا و فسادزا در مواد غذایی شامل Listeria monocytogenes، Escherichia coli، Pseudomonas fluorescens، Lactobacillus plantarum و Lactobacillus sakei ارزیابی شدند. حداقل غلظت بازداری اسانس دارچین در مقابل L. sakei  g/mlµ ۲۵۰ و برای سایر باکتری ها برابر g/mlµ ۵۰۰ مشاهده شد. حداقل غلظت کشندگی برای L. sakei  و Ps . fluorescens برابر g/mlµ ۱۰۰۰ و برای سایر باکتری ها بالاتر از g/mlµ ۱۵۰۰ بودند.  
[۱]. E-cinnamaldehyde [۲]. Linalool [۳]. Ortho methoxy cinnamic aldehyde [۴]. -βcaryophyllene [۵]. ۱,۸-cineole [۶].Eugenol

دوره ۹، شماره ۳۵ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده

چکیده اثر بازدارندگی عصاره­ آناتو (نوربیکسین ۱ درصد) بر توانایی رشد و جوانه­زنی اسپور برخی از باکتری­های بیماریزا (استافیلوکوکوس اورئوس، باسیلوس سرئوس، کلستریدیوم پرفرانجنز و اشرشیاکلی)، با استفاده از روش­های چاهک و رقت لوله­ای مورد مطالعه قرار گرفت. مطابق نتایج به­دست آمده از بررسی قطر هاله در روش چاهک، عصاره­ی آناتو بر رشد باکتری­های استافیلوکوکوس اورئوس، باسیلوس سرئوس و کلستریدیوم پرفرانجنز (به­ترتیب با قطر هاله عدم رشد ۱۳، ۱۲ و ۱۰ میلی متر) اثر بازدارندگی داشته اما بر اشرشیاکلی بی اثر است. ارزیابی نتایج روش رقت لوله­ای مشخص کرد که کمترین غلظت­های بازدارنده از رشد برای باکتری­های استافیلوکوکوس اورئوس و باسیلوس سرئوس در تعداد ۱۰۶، ۱۰۴ و ۱۰۲ سلول در میلی­لیتر، به­ترتیب ۲/۱، ۶/۰ و ۳/۰گرم در لیتر از عصاره آناتو بوده و در میزان سلول مشابه برای کلستریدیوم پرفرانجنز، این غلظت­ها به ۴/۲، ۲/۱ و ۶/۰گرم در لیتر می­رسد. به­علاوه عصاره آناتو در غلظت­های ذکر شده می­تواند از جوانه­زنی اسپورهای باسیلوس سرئوس و کلستریدیوم پرفرانجنز نیز پیشگیری نماید. بنابراین عصاره آناتو می­تواند به­عنوان یک افزودنی غذایی طبیعی ضد باکتریایی، در بیشتر فرآورده­های غذایی استفاده شود.

دوره ۹، شماره ۴۲ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده

کاربردهای طبی معدنیات که از منظر قدما پس از درمان‌های گیاهی و حیوانی از مهم‌ترین و رایج‌ترین انواع درمان‌ها بوده است، در سه دسته از متون کهن قابل‌بررسی و تحلیل است: متون کانی‌شناختی، بخش‌هایی از عجائب‌نامه‌ها و دائرۀ‌المعارف‌ها و متون طبی. تأمل در این متون نشان می‌دهد شیوه‌های تهیه و کاربرد درمان‌های معدنی گوناگون بوده و سودن، سوختن، نوشیدن، خوردن، اندودن، بستن، آویختن، همراه داشتن و نگریستن به کانی‌ها از مهم‌ترین روش‌های درمان‌ با معدنیات به‌شمار آمده است. این پژوهش که به روش توصیفی ـ تحلیلی و برمبنای متون کهن انجام گرفته، درپی پاسخ به این پرسش است که خواص درمانی معدنیات در متون کهن چیست و مهم‌ترین زمینه‌های کاربرد درمانی کانی‌ها کدام است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که اعصاب و روان، بیماری‌های چشم، امراض دهان و حلق و بینی، بیماری‌های داخلی، کلیه و مثانه، زایمان و بارداری، مفاصل و ورم، پوست و مو، زخم و جراحت، زهر و پادزهر، پیشگیری از بیماری‌ها و ابزارهای درمانی، مهم‌ترین زمینه‌های کاربرد طبی کانی‌ها در متون کهن است. خواص درمانی سنگ‌ها که طیف گسترده و متنوعی را دربر می‌گیرد، ترکیبی است از دانش تجربی کهن و فرهنگ عامه و آیین‌ها و باورهای معدنی که از جلوۀ مرموز سنگ‌ها در نظر انسان قدیم و باور او به خواص درمانی معدنیات ناشی شده است.
 

صفحه ۱ از ۴    
اولین
قبلی
۱