۱۰ نتیجه برای مرشدی
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۵ )
چکیده
در مطالعه حاضر اثر آب شیرین و شوریهای مختلف ۱۵، ۳۵ و ۵۰ گرم بر لیتر (ppt) بر رشد، تغذیه، ترکیب لاشه و میزان گلوکز و کورتیزول پلاسما در ماهی سی باس آسیایی (Lates calcarifer) بررسی شد. ۱۸۰ قطعه بچه ماهی با میانگین وزن اولیه ۴۱/۰±۳۶/۳۴ گرم در یک طرح کاملاً تصادفی بین ۱۲ تانک فایبرگلاس مدور ۳۰۰ لیتری توزیع شدند. غذادهی تا حد سیری دوبار در روز به مدت ۳۰ روز انجام شد. در پایان آزمایش زیست سنجی انجام گرفت و نمونه های پلاسما و لاشه و برای بررسی پارامترهای بیوشیمیایی خون و ترکیب بیوشیمیایی بدن جمع آوری شد. نتایج حاصل نشان داد که تیمار آب شیرین دارای اختلاف معنیداری در پارامترهای رشد و تغذیه با سایر تیمارها بود (۰۵/۰> p). همچنین نتایج آنالیز لاشه نشان داد که درصد رطوبت تیمار آب شیرین در مقایسه با سایر تیمارها به صورت معنیداری بالاتر (۱۱/۰±۰۷/۷۲) بود (۰۵/۰> p). میزان گلوکز و کورتیزول در تیمار با شوری ۱۵ گرم بر لیتر به ترتیب به طور معنیداری (۰۵/۰> P) بالاتر از تیمارهای با شوری ۳۵ و ۵۰ گرم بر لیتر و تیمار آب شیرین و تیمار با شوری ۳۵ گرم بر لیتر بود. به طور کلی این مطالعه نشان داد که این گونه می تواند تغییرات در محدوده آب دریاها تا آب لب شور را در محدوده زمانی ۳۰ روزه تحمل کند و به طور موفقیت آمیزی و بدون نشان دادن تلفات با آب شیرین سازگار شد. اما، به دلیل صرف انرژی بالا به منظور تنظیم اسمزی در آب شیرین این گونه نمیتواند گزینه مناسبی برای پرورش در آب شیرین باشد.
دوره ۷، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: در سالهای اخیر پرورش ماهیان دریایی یکی از مهمترین فعالیتهای آبزیپروری در مناطق گرمسیری بوده و پرورش آنها رشد قابل ملاحظهای در اکثر مناطق جهان داشته است. هدف این پژوهش، بررسی اثرات درجه حرارتهای مختلف آب بر عملکرد رشد، ترکیب بیوشیمیایی لاشه و شاخصهای خونی ماهی سیباس آسیایی بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر سه تیمار درجه حرارتی ۲۰، ۲۷ و C۳۳º با سه تکرار بهمدت ۶ هفته روی ۸ قطعه ماهی سیباس اجرا شد که بهصورت تصادفی به تانکهایی با ظرفیت ۵۰۰لیتری منتقل شدند و غذادهی ماهیان با استفاده از غذای کنسانتره تجاری انجام شد. در پایان دوره آزمایش عملکرد رشد، شاخصهای خونی و ترکیبات شیمیایی لاشه ماهیان مورد سنجش قرار گرفت. دادهها با نرمافزار SPSS ۱۸ از طریق آزمون تحلیل واریانس یکراهه و دانکن تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین وزن نهایی ماهیان پرورشیافته در درجه حرارت C۲۷º بهطور معنیداری نسبت به دو تیمار دیگر بالاتر بود. شاخصهای ضریب رشد ویژه، درصد افزایش وزن، مصرف غذا و بازده پروتئین در دو تیمار ۲۷ و C۳۳º نسبت به تیمار C۲۰º بهطور معنیداری بالاتر بودند. پارامترهای خونشناسی تغییرات معنیداری نداشتند. بین ترکیبات بیوشیمیایی خونی، گلوکز و کلسترول بهطور معنیداری تحت تاثیر درجه حرارت آب قرار گرفتند. فعالیت آنزیمهای کبدی در پلاسمای ماهیان پرورشیافته و ترکیبات بیوشیمیایی لاشه ماهیان (چربی، پروتئین، خاکستر و رطوبت) در تیمارهای مختلف اختلاف معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: درجه حرارتهای ۲۷ و C۳۳º برای پرورش ماهیان سیباس آسیایی در آب دریا مناسب است. شاخصهای خونی و ترکیبات شیمایی بدن ماهیان تحت تاثیر درجه حرارتهای مختلف نیست.
الهه عابدینی نجف آبادی، عباس کشاورز شکری، علی مرشدی زاده،
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱ (بهار و تابستان)- ۱۳۹۶ )
چکیده
این مقاله به مقایسه زمینههای وقوع انقلاب اسلامی ایران و انقلاب مصر براساس مدل نظری جان فوران میپردازد. سعی بر آن است تا به این پرسش پاسخ داده شود که شباهتها و تفاوتهای انقلاب ایران و مصر چه بوده است که انقلاب ایران پیروز شد و همچنان ادامه دارد، اما انقلاب مصر پس از پیروزی نتوانست ادامه پیدا کند؟ پشتوانه نظری این مقاله مدل ترکیبی انقلابهای اجتماعی جهان سوم جان فوران است. بر طبق این مدل عوامل ساختاری متعددی بر وقوع انقلابهای اجتماعی مؤثر است که این عوامل شامل ۱. توسعه وابسته،۲. حکومت سرکوبگر، انحصارگرا و متکی به شخص، ۳. شکلگیری و تبلور فرهنگهای سیاسی مقاومت و بحران انقلابی، همراه با ۴. رکود اقتصادی، ۵. ارتباط باز با نظام جهانی است. روش مورد استفاده در این پژوهش روش کیفی از نوع تحلیل اسنادی و همینطور مقایسه تاریخی است. نتایج حاکی از آن است که طبق مدل انقلابهای اجتماعی جهان سوم جان فوران همه عوامل مطرح شده در این مدل در وقوع دو انقلاب ایران و مصر دخیل بودهاند.
دکتر ابوالفضل مرشدی،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۴۰۰ )
چکیده
در این مقاله ضمن مرور بر برخی از مهمترین نظریه های شرق شناسانه درمورد جوامع شرقی و نظریۀ چند تن از نظریهپردازان ایرانی که کوشیده اند تبیینی از تاریخ سیاسی اقتصادی ایران ارائه دهند، نشان می دهیم که این نظریهها اگر چه قدرت تبیینکنندگی نسبتاً بالایی دارند و شواهد گوناگون و زیادی در جامعۀ ایران را میتوان در جهت تأیید این نظریهها دنبال کرد، اما آنها بهسبب ماهیت کلان روایتیشان و نیز تحتتأثیر ایدۀ اروپامحوری، بسیاری از ویژگیها و جزئیات تاریخی را که برای فهم برخی دوره های تاریخ ایران یا تاریخ سیاسی اقتصادی برخی مناطق ایران کلیدیاند، نادیده میگیرند و لذا دعاوی آنها قابل تعمیم به همۀ دوره های تاریخی و همۀ مناطق ایران نیست. برای این هدف، ضمن مرور بر تاریخ سیاسی اقتصادی یزد، بهمنزلۀ یکی از مناطق فلات مرکزی ایران، برخی از ویژگیهای تاریخ سیاسی اقتصادی این شهر را که با این کلانروایتها سازگار نیست و میتواند بهمنزلۀ «استثنایی بر قاعده» مطرح شوند، برجسته می سازیم.
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( بهار ۱۴۰۲ )
چکیده
بیماری پارکینسون دومین بیماری شایع تحلیلبرنده سلولهای عصبی، بعد از آلزایمر محسوب میشود و میزان ابتلابه آن در جهان روبه افزایش است. در بیماری پارکینسون با تخریب نورونهای دوپامینرژیک در قسمت فشردهی جسم سیاه مغز همراه است که منجر به اختلالات شدید حرکتی می شودکه همراه با ازدست رفتن پایانههای نورونی بطور عمده در پوتامن خلفی است. ویژگی دیگر بیماری پارکینسون در نواحی آسیب دیده مغزی؛ گسترش تجمعات آمیلوئیدی آلفاسینوکلئین در پلاکهای پروتئینی به نام لویی بادی است. تاکنون درمان موثر برای محافظت نورونی پیدا نشده است و داروهای تایید شده صرفا برای کاهش یا رفع علائم بیماری تجویز میشوند از جمله برای افزایش ترشح دوپامین و یا کاهش فعالیت استیلکولین در سیستم عصبی مرکزی است و ارائه یک روش درمانی موثر که را در مراحل اولیه بیماری بهبود دهد ضرورت دارد. باوجود پیشرفت هایی در توسعه داروهایی که می توانند مرگ سلول عصبی را کاهش و نورونها را در برابر آسیب محافظت کنند حاصل شده است، اما دارورسانی هدفمند، یک مشکل اساسی در این زمینه می باشد. در این راستا استفاده از فناوریهای به روز برای عبوردهی داروها از سدخونی مغزی بدون آسیب به مغز ارزشمند است. در این زمینه امواج متمرکز فراصوت، امکان باز شدن موقتی سد خونی- مغزی برای تسهیل نفوذ فاکتورهای محافظتکننده عصبی را به مناطق عمقی مغزبدون نیاز به جراحی فراهم میسازد. در این مطالعه مروری، کاربرد امواج متمرکز فراصوت به عنوان راهکار جدید دارورسانی در مدلهای بیماری پارکینسون و کاربرد بالقوه بالینی عوامل محافظتکننده عصبی ارائه میشود.
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
هدف: هدف از این مطالعه، مهار فیبریلاسیون پروتئین آلفا سینوکلئین در حضور کومین آلدئید است. آلفا سینوکلئین جزء اصلی در پلاکهای پروتئینی در بیماریهای موسوم به سینوکلئینوپاتی بهویژه پارکینسون است.
مواد و روشها: آلفا سینوکلئین در اشریشیا کلی بیان و خالص شد. برای فیبریلاسیون، پروتئین خالص شده در دمای ۳۷ درجه سانتیگراد و ۲/۷ pH: گرماگذاری شد. با روشهای استاندارد سنجش، تشکیل فیبریلها بررسی شد. تأثیر غلظتهای مختلف از کومین آلدئید (۲۰ تا ۵۰۰ میکرومولار) بر فیبریلاسیون پروتئین مطالعه و اثر سمیت سلولی نمونههای تیمار شده و کنترل روی کشت سلولهای دودمانی نوروبلاستومای SK-N-MC با روشهای استاندارد بررسی شد. برای مطالعه فرم پروتئینی تشکیل شده در حضور دارو از آزمون مقاومت به سدیم دودسیل سولفات و قدرت القای فیبریلاسیون استفاده شد. همچنین اثر دارو بر فیبریلاسیون پروتئین لیزوزیم برای مطالعه ویژگی عملکرد دارو بررسی شد.
نتایج: برای اولین بار مشاهده شد که کومین آلدئید میتواند فیبریلاسیون را در پروتئین آلفا سینوکلئین تا بیش از۸۰ درصد مهار نماید. در نسبت مولی ۵ تا ۱۵ از دارو به پروتئین، بیشترین مهار مشاهده شد. سلولهای تیمار شده با نمونههای پروتئینی مهار شده با دارو تا ۹۰ درصد بقای سلولی داشتند در حالیکه تیمار با نمونههای کنترل فیبریلی موجب مرگ سلولی تا بیش از۵۰ درصد شد. نمونههای مهار شده نسبت به سدیم دودسیل سولفات مقاوم نبوده و قدرت بالایی برای القای فیبریلاسیون نداشتند. کومین آلدئید تأثیری در روند فیبریلاسیون لیزوزیم نداشت.
نتیجهگیری: کومین آلدئید موجب مهار فیبریلاسیون آلفا سینوکلئین شد که همراه با تشکیل تجمعات کوچک بیشکلی بود و این نمونههای مهار شده موجب القای تجمع نمیشد و این ترکیب میتواند بهعنوان کاندیدی در مهار تولید پلاکهای آلفا سینوکلئینی مطرح شود.
دوره ۲۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۶ )
چکیده
یکی از مهمترین عناصر راهبردی در تحقیقات علمی به کارگیری فرایند روششناسی مناسب با مسأله پژوهش است. با توجه به اینکه توسعه شهری از حوزههای مهم تحقیقات جغرافیا و برنامهریزی شهری است، واکاوی روششناسی این تحقیقات در به کارگیری یک فرآیند نظاممند ضرورتی اجتنابناپذیر است. بر این اساس واکاوی روششناسی پژوهشهای علمی همراه با رهیافت انتقادی و با ارزیابی ملاکهای روششناسی پژوهش (فرایند انجام پژوهش) هدف این تحقیق محسوب میشود. این پژوهش از نظر روششناسی توصیفی- تحلیلی با تکیه بر منابع کتابخانهای (چکلیست بیانیه پریزما) و شیوه خبره محور است. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۶ مورد از رسالههای رشته جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاههای دولتی تهران در زمینه توسعه شهری است. نتایج پژوهش نشان میدهد که در فرایند روششناسی پژوهش با توجه به نظر کارشناسان به ترتیب شاخصهای بیان مسأله، پرسشهای پژوهش و روششناسی اهمیت بیشتری داشته و در اولویتهای نخست قرار دارند، در صورتی که رسالههای مورد بررسی از این حیث دچار کاستی بوده و موارد دیگری از جمله شاخصهای منابع، تبیین هدف و آیین نگارش نمره بالاتری را به خود اختصاص دادهاند.
واژگان کلیدی: نقد، روششناسی، توسعه شهری، رساله دکتری، بیانیه پریزما.
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۷ )
چکیده
شبکه راههای ارتباطی بهعنوان یکی مهمترین زیرساختها در توسعهی فعالیتهای گردشگری، رابطه تنگاتنگی میان گردشگری و حملونقل و بهطورکلی در مفهوم دسترسی برقرار میکند. ازاینرو سطحبندی محورهای گردشگری معیاریست برای تعیین اولویت این محورها، همچنین تعیین زیرساختها و تسهیلات گردشگری مورد نیاز و تعدیل نابرابری در بین این محورها متناسب با جاذبههای گردشگری. هدف این پژوهش نیز سطحبندی محورهای گردشگری استان تهران ازنظر خدمات و تسهیلات گردشگری است. روش پژوهش کاربردی بوده و از مدل مثلث سلسله مراتبی فولر برای وزندهی معیارها، همچنین از روش ORESTE برای رتبهبندی محورها استفاده شده است. درنهایت پس از رتبهبندی، این محورها به ۴ سطح از فروبرخوردار تا فرابرخوردار تقسیمبندی شدهاند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که محورهای شمالی و غربی استان از خدمات مناسبتری نسبت به محورهای شرق و جنوبشرقی استان برخوردار میباشند؛ درحالیکه محورهای شرق و جنوبشرقی، علیرغم وجود ظرفیتهای قابلتوجه، همچنین مسافت طولانیتر نیازمند خدمات و تسهیلات گردشگری بیشتری میباشند؛ لذا به برنامهریزان و کارشناسان مربوطه توصیه میشود که توسعه این محورها را در اولویت برنامهریزیهای خود قرار دهند.
دوره ۲۲، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
تسهیم دانش یکی از فرایندهای ضروری پیادهسازی مدیریت دانش است و زمانی اتفاق میافتد که فرد تمایل به کمک به دیگران یا یادگیری از دیگران جهت توسعه توانمندیهای جدید در سازمان دارد. امروزه استفاده از دانش سازمانی و تسهیم مؤثر آن بین کارکنان سازمانهای دانشمحور به منبعی راهبردی برای دستیابی سازمانها به مزیت رقابتی و حفظ آن تبدیل شده است. مؤسسات و سازمانها برای دستیابی به چنین مزیتی به دنبال مدلها و راهکارهایی هستند که عوامل انگیزشی تسهیم دانش را شناسایی و شبیهسازی کنند تا سازمان را در دستیابی به موقعیت بهتر یاری مینماید. بر این اساس این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای بررسی عوامل انگیزشی تسهیم دانش در سازمان مورد نظر تعریف گردید. در همین راستا محقق سعی دارد تا با بهکارگیری متدولوژی سیستمهای پویا به بررسی سیاستهای انگیزشی تسهیم دانش در سازمان مورد نظر بپردازد. در این پژوهش و در مرحله نخست، سیاستهای انگیزشی و ضدانگیزشی تسهیم دانش شناسایی از طریق ادبیات تحقیقاتی و مصاحبه با خبرگان شناسایی گردید. عوامل شناسایی شده شامل ۲۶ عامل زیر است: تخصیص بودجه، آموزش، فرهنگ تسهیم دانش، تدوین تسهیم دانش بین اهداف سازمان، فضا و جو تسهیم دانش، داشتن زمان کافی برای تسهیم دانش، داشتن زمان کافی برای تسهیم دانش، داشتن زمان کافی، تشویق شدن مدیران و کارکنان به تسهیم دانش، ارائه پیشنهادات دانشی، تعهد سازمانی، رضایت شغلی، پاداش فردی و گروهی، کیفیت عملکرد، اشتیاق و تمایل به تسهیم دانش، کمبود رقابت، ارتباطات و تعامل، نبود اعتماد بین طرفین، سوء استفاده از دانش، نبود امنیت شغلی، ترس از اعلان شکستها، سلسله مراتب سازمانی، نبود دسترسی به دانش، محرمانگی دانش، نبود اعتماد درباره صحت دانش، جهتگیری سیاسی در تسهیم دانش، دیدگاه منفی کارکنان و دیدگاه منفی مدیر نسبت به تسهیم دانش. سپس مدل دینامیکی مربوط سیاستهای انگیزشی تسهیم دانش بر پایه اصول متدولوژی سیستمهای پویا با ترسیم انگیزش کل به عنوان متغیر انباشت و ۲۶ متغیر جریان ساخته شده و پس از حصول اطمینان از کارکرد مدل، در بخش نتیجهگیری به پرسشهای پژوهشی پاسخ مناسبی داده شد.
دوره ۲۶، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۱ )
چکیده
یکی از دیدگاههای قدرتمند که تحولات فضایی را از دیدگاه روابط سیاسی و قدرت مطالعه میکند، اقتصاد سیاسی فضا بوده که با انتقاد از روابط سرمایهداری، شکلگیری فضاها و تحولات آنها را در راستای تسهیل روابط سرمایهداری میداند. بهبیاندیگر استراتژیهای نئولیبرالی که امروزه در روح و روان شهرها ریشه دوانده و قریب بهاتفاق شهرها با مکانیزمهای نظام سرمایهداری آمیختهشدهاند، موجب بازتولید فضاهای شهری بهصورت تنگاتنگ تحت تأثیر نیروهای سیاسی و اقتصادی شده تا محملی برای تسهیل روابط سرمایهداری ایجاد شود؛ بنابراین تولید فضا پدیدهای در راستای تحکیم روابط انباشت، گردش، سود و غیره بهعنوان مؤلفههای اصلی سرمایهداری است. ازاینرو منطق اقتصاد سیاسی همواره بهمثابه امری گریزناپذیر برای تبارشناسی هر نوع سوگیری پیرامون آینده شهری تهران مورد تأکید بوده است؛ آیندهای که بر بستری متأثر از دگرگونی فضای شهری، کلانشهر تهران را تبدیل به شهر «مال»ها کرده است. ازاینرو این سؤال مطرح میشود که علت فراگیری یکباره «مال و مجتمعهای بزرگ تجاری» بهعنوان پدیدهای نوظهور در تهران چیست؟ و فرایند شکلگیری آن چگونه است؟. راهبرد غالب در این پژوهش بر اساس مساله تعریفشده در ذهن پژوهشگر، راهبرد کیفی است. روش پژوهش نیز توصیفی - تبینی با تأکید بر روش تحلیل گفتمان انتقادی میباشد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شیوه غالب اقتصادی حاکم بر دولتهای ایران در چند دهه اخیر، مبتنی بر تزریق رانت در قالب فعالیتهای عمرانی و جاری بوده است. درواقع دولتهای حاکم فضامند شدهاند و در جهت بقای خود، عادتهای روزمره و فضاهای کهنی را که در طول فراز و نشیبهای تاریخی به وجود آمده است