جستجو در مقالات منتشر شده
۳ نتیجه برای قدیمی قیداری
دکتر فردین قریشی، دکتر حسین بنی فاطمه، دکتر عباس قدیمی قیداری، جمشید ترابی اقدم،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( پائیز و زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
دکتر عباس قدیمی قیداری،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده
بلافاصله بعد از صدور فرمان مشروطیت ، نظام نامه انتخاباتی به عنوان سازوکار و شیوه نامه چگونگی نخستین انتخابات مجلس شورای ملی تدوین و تصویب گشت. براساس این نظام نامه انتخابات صنفی و طبقاتی بود. صنفی بودن انتخابات با نقشی که طبقات مختلف در به ثمر رسیدن انقلاب مشروطیت ایفا کرده بودند ربط وثیقی داشت.با وجود انتقاداتی که به نظام نامه وارد بود،به عنوان نخستین تجربه در مسیر دموکراسی این نظام نامه راه مشارکت سیاسی را باز کرد. بعد از تهران، دومین شهری که به انتخابات دست زد ، تبریز بود. نهادهای مردمی و مدنی تبریز عهده دار برگزاری این انتخابات شدند و با وجود برخی اشکالات و ابهامات، انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی در آذربایجان، تجربه قابل دفاع ، پیشروانه و راهگشایی در تحقق مشارکت عمومی وحق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی تلقی می شود. این پژوهش، نظام نامه انتخابات و جریان انتخابات آذربایجان را به عنوان مسئله ای محوری در تجربه ی نخستینِ دموکراسی در ایران و آذربایجان با اتکا به منابع اصیل مورد بررسی قرار داده است.
دکتر مهدی محمدزاده، دکتر میثم صادق پور، دکتر عباس قدیمی قیداری،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( پائیز و زمستان ۱۴۰۰ )
چکیده
در نیمۀ دوم سدۀ دهم هجری/شانزدهم میلادی، با رویگردانی شاه تهماسب صفوی از میدان هنر، حمایت درباری از هنر و هنرمندان به حداقل خود رسید و حوادث سیاسیِ پس از مرگ شاه تهماسب نیز بر پیچیده گی اوضاع افزود. شرایط پیش آمده صادقی بیگ افشار، نقاش، شاعر و کتابدار کتابخانۀ سلطنتی صفویان را وادار کرد تا به فراخور روابط جدید حاکم بر میدان فرهنگ، استراتژی مناسبی را درپیش گیرد. این استراتژی روی آوردن به منش شخصی و اتّکا به فردیت خویش بود. پژوهش حاضر ضمن توجه به زمینۀ تاریخی و تحولات اجتماعی مؤثر در هنر صفوی نیمۀ دوم سدۀ دهم/شانزدهم، به مناسبات مابین کنشگرانِ عرصۀ فرهنگ، انگیزه های احتمالیِ شخصیِ هنرمند، و یا تأثیر روابط مذکور در عملکرد نهاییِ وی تأکید داشته است. هدف اصلی، شناخت رابطۀ میان عملکرد هنرمند (در اینجا صادقی بیگ) و نیروهای مؤثر در صحنۀ هنر نیمۀ دوم سدۀ دهم/شانزدهم است. درنتیجه، عملکرد خاص هنرمند در رابطه با گفتمان حاکم بررسی و بازشناسی شده است. برای تقویت مفاهیم مذکور به عملکرد هنرمندانِ هم عصر صادقی چون آقارضا و علیرضا عباسی نیز مختصراً پرداخته شده است. برای یافتن این رابطه و ترسیم مختصات آن، منابع و اسناد تاریخیِ درجه اول تحلیل و تفسیر شده اند. لذا ماهیت این پژوهش کیفی و تاریخی است و با روش توصیفی ـ تبیینی، به تحلیل عملکرد ویژه و نمادین صادقی بیگ در جریان تغییرات اجتماعی و سیاسی آن دوران پرداخته است. رویکرد تحلیلی مورد استفاده در تفسیر متن ها، گزارش ها و عملکردها در این مقاله مبحث جامعه شناسی رابطه گرایانۀ پییر بوردیو است. این رویکرد سبب شد تا دریابیم روابط موجود در میدان هنر و فرهنگ صفوی در نیمۀ دوم سدۀ دهم/ شانزدهم به گونه ای بود که کنشگران حاضر در آن را وادار میکرد تا براساس منش (عادت وارۀ) شخصیشان و میزان سرمایۀ نمادینی که در اختیار داشتند، دست به انتخاب استراتژی مناسب با مقتضیات میدان بزنند و در این راستا از قوانین حاکم بر میدان سیاست و قدرت نیز تبعیت می کردند.