دانشیار، گروه تاریخ، دانشگاه تبریز، ایران
چکیده: (10468 مشاهده)
در آثار و منابع نظری موجود، نظام سیاسی حاکم بر تاریخ ایران در شکلهای مختلفی مانند پادشاهی «عادل و دیندار، دولت خودکامه و استبدادی» از نوع استبداد شرقی و «فئودال» بیان شده است. دیدگاه نخست را دبیران ایرانی در مقام کارگزاران و حاملان اصلی سنت پادشاهی ایرانی و نخبگان فکری و سیاسی متعلق به اندیشۀ سیاسی ایرانشهری مطرح کردهاند و دو دیدگاه دیگر به جریانهای فکری مغربزمین و گفتمانهای شرقشناسی تعلق دارد. در گفتمان شرقشناسی اروپایی، عموماً از دولت در تاریخ ایران به مصداقی از «استبداد شرقی» و «پاتریمونیال» متکی بر دیوانسالاری سلطهگر یاد شده است؛ درحالی که اندیشمندان مارکسیست- لنینیست متعلق به شرقشناسی روسی، دولت در تاریخ ایران را ساختار فئودالی و حافظ منافع طبقات فئودال معرفی کردهاند. با توجه به ایدئولوژیک و ارزشی بودن دیدگاههای یادشده دربارۀ کارکرد دولت در تاریخ ایران، هدف این پژوهش ترسیم اصول و فضای گفتمانی و تحلیل انتقادی مبانی معرفتی جریانهای فکری مذکور دربارۀ شناخت پدیدۀ دولت در تاریخ ایران است.
نوع مقاله:
مقاله مستقل |
موضوع مقاله:
تاریخ|علوم اجتماعی|علوم سیاسی انتشار: 1394/2/1