دوره 12، شماره 2 - ( 1399 )                   جلد 12 شماره 2 صفحات 83-112 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- استاد گروه تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه اصفهان ، f.allahyari@ltr.ui.ac.ir
2- دانشجوی دکتری گروه تاریخ ایران بعد از اسلام دانشگاه اصفهان
3- استاد گروه تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه اصفهان
چکیده:   (526 مشاهده)
چکیده
جنبش ­های اجتماعی بحثی اساسی در نظریه ­های انقلاب هستند که به ­واسطۀ اهمیت نظریه­ های مختلف کوشیده اند آن‌ها را توضیح دهند. یکی از مهم­ترین این نظریه­ ها نظریۀ محرومیت نسبی است. لشکر بنی­ عباس با شعارهای برابری­ خواهانه سطح انتظارات ارزشی طبقات اجتماعی را بالا برد، این در­حالی بود که سطح توانایی ارزشی مردم تغییر چندانی پیدا نکرد و مردم دچار سرخوردگی و محرومیت نسبی شدند. متغیر­های مهمی ازجمله ارزش­های اقتصادی، دینی، منزلتی و مشارکتی موجب گسترش حجم این جنبش­ ها شد. حجم جنبش­ ها نیز بر کنترل نیروی اجبار توسط حکومت و مخالفان تأثیر گذاشت و سرانجام جنبش ­ها را رقم زد. مقالۀ حاضر می­ کوشد با تمرکز بر نحوۀ شکل ­گیری و علل جنبش­ های برازبنده، سنباد، اسحاق ترک، استادسیس، المقنع و بابک خرمدین و با بهره­ گیری از روش تحلیل تاریخی و جامعه­ شناسی و بررسی محتوای آثار تاریخی و جامعه ­شناسی، در پرتو نظریۀ محرومیت نسبی، به بررسی شکل‌گیری و علل این جنبش­ ها بپردازد.
متن کامل [PDF 725 kb]   (205 دریافت)    
نوع مقاله: پژوهشي اصيل | موضوع مقاله: تاریخ
انتشار: 1399/12/4